همه چیز در مورد چک

 

    چک چیست؟
چک، سندی تجاری و قانونی است که به موجب آن، صادرکننده به بانک دستور می‌دهد مبلغ معینی را از حساب وی به دارنده‌ی برگ چک پرداخت کند.

چک ابزاری برای انتقال وجه و انجام مبادلات مالی است و به‌ عنوان جایگزین پول نقد در معاملات استفاده می‌شود.

طبق ماده 310 قانون تجارت ایران، چک به این صورت تعریف می‌شود:
“چک نوشته‌ای است که به موجب آن صادرکننده وجوهی را که نزد محال علیه دارد کلاً یا بعضاً مسترد یا به دیگری واگذار می‌نماید.”
به زبان ساده‌تر، چک سندی است که صادرکننده به بانک (محال علیه) دستور می‌دهد مبلغ مشخصی را از حساب خودش به فرد یا نهاد دیگری (دارنده چک) پرداخت کند.

در لغت‌نامه، «چک» به معانی زیر آمده است:
* سند تجاری: ورقه ای که به موجب آن صادرکننده، مبلغی را از حساب خود به دیگری واگذار می‌کند.
* بازرسی: بررسی و کنترل کردن چیزی برای اطمینان از صحت و سلامت آن.
* مهار: بازداشتن و کنترل کردن چیزی.
همچنین، «چک کردن» به معنای بررسی کردن و کنترل کردن چیزی است.

    معنی محال علیه:

عبارت محال علیه، یعنی: محل پرداخت. در مورد چک، یعنی بانکی که محل پرداحت وجه چک است.

 

    وصول چک:

وصول چک برگشتی به معنای دریافت مبلغ مندرج در چک، توسط ذینفع (دارنده چک) از بانک یا صادرکننده چک است.

 

    چک برگشتی:

این فرآیند زمانی رخ می‌دهد که چک به دلایلی مانند عدم موجودی کافی در حساب صادرکننده (کسری موجودی)، به بانک ارائه شده و بانک از پرداخت وجه خودداری می‌کند. در این صورت، دارنده چک می‌تواند برای وصول مبلغ چک، اقدامات قانونی را پیگیری کند. این اقدامات شامل ارائه دادخواست به دادگاه و یا مراجعه به اجرای ثبت می‌باشد. وصول چک برگشتی می‌تواند به سرعت و با کمترین دردسر از طریق سازوکارهای قانونی تعیین شده، انجام شود.

  • راهکارهای قانونی وصول چک برگشتی چیست؟
  • آیا چک‌های برگشتی قابلیت پیگیری کیفری دارند؟
  • چه مدارکی برای وصول چک برگشتی لازم است؟

قانون جدید چک در ایران؛ آنچه باید بدانید - BBC News فارسی
چک برگشتی، چکی است که به دلایل مختلف (مانند کسری موجودی یا وجود دلایل دیگر) از سوی بانک پرداخت نمی‌شود. برای درک بهتر این موضوع، در ادامه به مراحل و نکات کلیدی درباره چک برگشتی می‌پردازیم:

    مفهوم چک برگشتی
چک برگشتی به‌معنای عدم پرداخت مبلغ چک از سوی بانک است و این برگشت خوردن چک ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد که هر کدام از آنها به صورت مشخص در برگه گواهی عدم پرداخت (برگشت چک) قید می‌شود. مهم‌ترین دلایل برگشت چک عبارت‌اند از:

  • دلایل مربوط به موجودی حساب:
    • عدم موجودی کافی: مبلغ موجود در حساب کمتر از مبلغ چک است.
    • عدم مطابقت موجودی حساب با مبلغ چک. که حتی اگر کسری جزئی وجود داشته باشد، چک برگشت می‌خورد.
  • دلایل مربوط به صادرکننده یا دستور عدم پرداخت:
    • دستور عدم پرداخت از سوی صاحب حساب: صادرکننده به بانک دستور داده است که چک پرداخت نشود. این دستور باید به دلایل قانونی مانند سرقت، مفقودی، جعل یا خیانت در امانت صادر شود.
  • مسدود شدن حساب:
    • حساب بانکی صاحب چک به دلایل مختلف (مانند دستور قضایی یا مسدودی ناشی از بدهی) مسدود شده است.
  • دلایل فنی و شکلی چک:
    • عدم تطابق امضا: امضای روی چک با نمونه امضای صاحب حساب در بانک مطابقت ندارد.
    • نقص یا ایراد در متن چک: اطلاعات روی چک ناقص یا نادرست است (مانند درج اشتباه تاریخ، مبلغ، یا خط‌خوردگی‌های غیرمجاز).
    • مغایرت در مندرجات چک: مثلاً مبلغ عددی و مبلغ حروفی با هم مغایرت دارند.
    • عدم ثبت در سامانه صیاد: اگر چک صیادی باشد و در سامانه ثبت نشده باشد، بانک از پرداخت آن خودداری می‌کند.
  • سایر دلایل بانکی:
    • بسته شدن حساب بانکی: صاحب حساب اقدام به بستن حسابی کرده است که چک از آن صادر شده است.
    • اشکالاتی در نحوه ارائه چک: چک به درستی مهر یا امضا نشده است.
    • ظهر یا پشت چک به درستی امضا نشده است (برای چک‌های ظهر نویسی‌ شده).
    • استفاده از چک منسوخ یا ابطال‌شده: چک‌هایی که از دسته‌چک‌های قدیمی و منسوخ صادر شده باشند یا قبلاً ابطال شده باشند.
  • سایر ایرادات قانونی:
    • مثلاً درج موارد خلاف قانون یا استفاده از چک بدون رعایت الزامات بانکی.

قانون جدید چک ابلاغ شد/ شیوه برگشت چک تغییر کرد - خبرآنلاین

    پیگیری قانونی چک برگشتی:

برای پیگیری قانونی چک برگشتی، گواهی عدم پرداخت که توسط بانک صادر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای دارد. این گواهی دلیل برگشت را دقیقاً مشخص می‌کند و در هر یک از روش‌های پیگیری حقوقی، کیفری یا اجرای ثبت، مبنای اصلی رسیدگی قرار می‌گیرد.

 

    تحولات قوانین چک در ایران:

سیر تاریخی قوانین چک در ایران، تحولات قابل توجهی را پشت سر گذاشته است. در اینجا به طور خلاصه به این سیر تاریخی اشاره می‌کنیم:

آغاز و پایه‌های اولیه (قبل از 1311):
قبل از تصویب قانون تجارت در سال 1311، مقررات مدونی در خصوص چک وجود نداشت و مسائل مربوط به آن بیشتر بر اساس عرف و عادت تجاری حل و فصل می‌شد.

قانون تجارت 1311:
با تصویب قانون تجارت در سال 1311، مواد 310 تا 317 این قانون به چک اختصاص یافت. این مواد، پایه‌های قانونی چک را در ایران بنا نهادند.

تحولات بعدی:
پس از قانون تجارت، قوانین و مقررات متعددی در خصوص چک به تصویب رسید که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
* قانون صدور چک، مصوب 1344
* قانون صدور چک، مصوب 1355
* اصلاحات قانون صدور چک در سال‌های 1372، 1382 و 1397

    قانون صدور چک، مصوب 1397:
آخرین تحول مهم در قوانین چک، تصویب قانون اصلاح قانون صدور چک در سال 1397 بود. این قانون، تغییرات اساسی در مقررات مربوط به چک ایجاد کرد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
* الزامی شدن ثبت چک در سامانه صیاد
* محدودیت صدور چک در وجه حامل
* حذف پشت‌نویسی چک
* ایجاد محدودیت برای دارندگان چک برگشتی

قانون چک - بانک خاورمیانه
هدف از این تحولات:
هدف از این تحولات، افزایش اعتبار چک، کاهش چک‌های برگشتی و جلوگیری از سوء استفاده از چک بوده است.

نکات کلیدی:
* قانون صدور چک 1397، تحولی مهم در نظام حقوقی چک در ایران محسوب می‌شود.
* سامانه صیاد، نقش مهمی در اجرای این قانون ایفا می‌کند.
* قانون جدید، محدودیت‌های بیشتری را برای صادرکنندگان چک‌های برگشتی اعمال می‌کند.

 

    انواع چک

1. چک عادی:
چکی که فرد از حساب شخصی خود صادر می‌کند.
2. چک تضمین‌شده (تضمینی):
چکی که توسط بانک، به درخواست مشتری، صادرکرده و پرداخت آن توسط بانک تضمین‌شده است.
3. چک مسافرتی:
چکی است که توسط بانک صادر و وجه آن در هر یک از شعب آن بانک توسط نمایندگان و‌ کارگزاران آن پرداخت می‌گردد.
4. چک بانکی:
چکی که توسط بانک به دستور مشتری صادر می‌شود و پرداخت آن توسط بانک تضمین شده است.
3-چک بین‌بانکی
چکی است که به تقاضای مشتری، توسط بانک، برای یکی دیگر از بانک‌های سطح کشور (بین دو بانک مختلف) صادر می‌شود، و تنها امکان نقد کردن و واریز به حسابی که در قسمت دارنده وارد شده است را دارد.

5. چک الکترونیکی:
چکی که از طریق سامانه‌های دیجیتال صادر می‌شود و معادل چک کاغذی است.

 

    ارکان چک

برای معتبر بودن یک چک، ارکان زیر باید به درستی تکمیل شوند:
1. صادرکننده (صاحب حساب): شخصی (حقیقی یا حقوقی) که چک را صادر کرده و دستور پرداخت را به بانک می‌دهد.
2. دارنده (ذی‌نفع): شخص یا نهادی که چک به نفع او صادر شده و می‌تواند آن را دریافت کند.
3. بانک (محالٌ‌ علیه): بانکی که چک از حساب صادرکننده آن باید پرداخت شود.
4. تاریخ صدور: تاریخی که چک صادر شده است.
5. تاریخ سررسید: تاریخی که چک قابل پرداخت است (در صورتی که چک مدت‌دار باشد).
6. مبلغ چک: مبلغی که باید توسط بانک پرداخت شود. این مبلغ به دو صورت عددی و حروفی روی چک درج می‌شود.
7. امضا: امضای صادرکننده که نشان‌دهنده تأیید و اعتبار چک است.
8. شماره چک: شماره اختصاصی چک که توسط بانک برای هر برگه تعیین و روی آن چاپ شده است.

    نکات مهم در تنظیم چک
یکسان بودن مبلغ عددی و حروفی: هرگونه مغایرت باعث برگشت چک می‌شود.
تکمیل دقیق اطلاعات: تاریخ، مبلغ، نام دارنده و امضا باید به‌ درستی و کامل نوشته شوند.
استفاده از قلم واحد: استفاده از چند قلم ممکن است باعث شبهه در اعتبار چک شود.

 

چک ابزاری مطمئن در مبادلات مالی است، اما در صورت استفاده نادرست، ممکن است مشکلات قانونی و مالی برای صادرکننده یا دارنده ایجاد کند.

 

کتاب قوانين چك سفته برات (قانون جديد صدور چك)

    وجوه چک:

چک‌ها در نظام بانکی و تجاری انواع مختلفی دارند که هریک ویژگی‌ها و شرایط خاص خود را دارند. چک‌ها می‌توانند به دو دسته اصلی از منظر صادرکنندگان تقسیم شوند:
1. چک‌صادره توسط اشخاص (حقیقی یا حقوقی)

2. چک‌ صادره توسط بانک

در ذیل به توضیحات بیشتری در مورد هر دسته پرداخته می‌شود:

    چک‌های صادره توسط بانکها
1. چک تضمینی
تعریف:

چک به تقاضای مشتری توسط یک بانک صادر می‌شود. این چک، در وجه خود بانک صادر کننده و یا یکی از شعب همان بانک خواهد بود و در این صورت مبلغ مشخص‌شده در چک بلافاصله از حساب فرد کم می‌شود. در نتیجه، شخص گیرنده می‌تواند با مراجعه به بانک، آن را نقد کند زیرا مبلغ چک قبلا توسط بانک از حساب صادر کننده چک کسر شده و آماده تحویل است. این نوع چک، نشان‌دهنده تضمین پرداخت مبلغ آن توسط بانک است.
ویژگی‌ها:
* بانک، ضامن پرداخت آن مبلغ است.
* در مواردی که مخاطراتی نظیر عدم توانایی مالی صادرکننده وجود دارد، این نوع چک مورد استفاده قرار می‌گیرد.
* معمولاً برای معاملات بزرگ و مهم استفاده می‌شود.

2. چک مسافرتی
تعریف:

چکی است که می‌توان از آن در سفرهای داخلی و خارجی استفاده کرد.
ویژگی‌ها:
* معمولاً توسط بانک‌ها صادر می‌شود و به راحتی قابل انتقال است.
* امنیت بیشتری نسبت به پول نقد دارد و بدون دردسر می‌توان آن را در کشورهای دیگر نقد کرد.
* معمولاً به صورت غیرقابل برگشت (غیرقابل لغو) صادر می‌شود.

3. چک بین‌ بانکی
تعریف:

چکی است که به تقاضای مشتری، توسط بانک، برای یکی دیگر از بانک‌های سطح کشور (بین دو بانک مختلف) صادر می‌شود، و تنها امکان نقد کردن و واریز به حسابی که در قسمت دارنده وارد شده است را دارد. عمل نقد و واریز توسط بانک مقصد انجام می‌شود.

ویژگی‌ها:
* معمولاً از طرف یک بانک به بانک دیگر برای تسویه حساب ارسال می‌شود.
* برای معاملات بزرگ و انتقال وجه بین بانک‌ها استفاده می‌شود.

    چک‌‌های صادره توسط اشخاص (حقیقی یا حقوقی)
1. چک عادی:

تعریف:

چکی است که اشخاص از حساب جاری خود صادر می‌کنند؛ که هیچ تضمینی جز اعتبار صادر کننده آن برای پرداخت وجود ندارد. در واقع تضمین‌کننده این چک صرفا اعتبار اجتماعی و عملکردی فردی است که چک را می‌نویسد. این چک به‌منظور پرداخت مبلغ معین به دارنده‌اش صادر می‌شود. گرفتن چک عادی بانکی از افرادی که شناختی از آن‌ها ندارید، ممکن است کار درستی نباشد.
ویژگی‌ها: 
* دارای تاریخ صدور و مبلغ مشخص است.
* باید توسط دارنده چک در موعد مقرر به بانک ارائه شود.
* در صورت عدم پرداخت، می‌توان صادرکننده را از طریق قانونی مورد پیگرد قرار داد.

2. چک تایید شده:

وقتی شخصی چک تایید‌شده می‌کشد، در واقع این اجازه را به بانک می‌دهد تا مبلغ مشخص‌شده در چک را در حساب خود بلوکه کند. با این کار فرد گیرنده مطمئن می‌شود که چک در زمان و تاریخ تعیین‌شده نقد می‌شود.

 

    چک سفید امضا
تعریف:

چکی است که فقط با امضای صادرکننده و بدون تعیین مبلغ و تاریخ صادر می‌شود.
ویژگی‌ها:

بسیار خطرناک است، زیرا بسیار مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد؛ لذا توصیه نمی‌شود.

 

 

دانلود نمونه دادخواست چک برگشتی:

دادخواست اجراییه چک برگشتی (نمونه)

 

 

 




نفقه خویشان (خویشاوندان)

در قانون مدنی ایران، نفقه در دو عنوان نفقه زوجه و نفقه اقارب تکلیف شده است.
به غیر از نفقه زوجه که پرداخت آن عهده زوج می باشد
پرداخت نفقه اقارب نیز تحت شرایطی واجب می باشد.

    اقارب:

اقارب به‌لحاظ لغوی یک کلمه عربی و جمع اقرب است به معنای اقوام،خویشاوندان و نزدیکان می‌باشد.

مطابق با ماده‌ی ۱۱۹۶ قانون مدنی منظور از اقارب، خویشاوندان نسبی می‌باشند؛ خویشاوندانی که بعضی از آنها از بعضی دیگر به دنیا آمده باشند. حال این خویشاوندان نسبی یا در خط مستقیم صعودی هستند شامل پدر، پدربزرگ و پدر پدربزرگ، یا اقارب نسبی در خط مستقیم نزولی هستند که شامل فرزند، نوه و نتیحه می‌باشند.

و این خویشاوندان ملزم هستند مطابق قانون، تحت شرایطی، نفقه به یکیدیگر بپردازند.

تعیین اقارب جهت پرداخت نفقه در ماده‌ی ۱۱۹۶ قانون مدنی مشخص شده است: «در روابط بین اقارب، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق به یکدیگرند».
در این خصوص تفاوتی میان اقارب نسبی صعودی یا نزولی وجود ندارد.

مثال:

در ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی، در ترتیب اشخاص ملزم به تادیه نفقه فرزند، ذکر شده است:
نفقه فرزند به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود؛ و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود؛ و در صورتی که مادر هم نباشد یاقادر به انفاق نباشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.
نکته مهم در خصوص نفقه اقارب:

خویشاوندانی که از یکدیگر متولد نشده باشند مانند: خواهر، برادر، خاله، خواهرزاده، عمو و برادرزاده از نظر قانونی ملزم به پرداخت نفقه به یکدیگر نیستند.

در نفقه اقارب به این نکته توجه شود كه اين نفقه ناظر بر آينده است. بدين معنا كه: “اقارب فقط نسبت به آينده مي‌توانند مطالبه نفقه نمايند، نه گذشته”.

نفقه زوجه چیست و نحوه مطالبه آن - مجموعه حقوقی قربانی

 

قانون گذار بغیر از مسئولیت های هزینه‌های زندگی زوجین (با عنوان نفقه زن، و نفقه مرد)، قوانین و مقرراتی را نیز برای تأمین هزینه‌های خویشان (فرزندان، پدر، و مادر) نیز در نظر گرفته است.

پس، در زمان‌هایی، اولاد بر والدین خود دارای حق نفقه می‌باشد. و در زمان‌هایی نیز پدر و مادر بر فرزند خود دارای حق نفقه خواهند بود.

    احکام مربوط به نفقه خویشان:
۱. الزام پرداخت نفقه به نزدیکان دو شرط دارد:

الف. شخص ندار بوده و‌ شغل نداشته باشد (ماده ۱۱۹۷ قانون مدنی). به این معنا که در حال حاضر روزی خود را نداشته باشد.
بنابراین، نفقه دادن به کسی که در حال حاضر توانایی تأمین مخارج خود را دارد واجب نیست، اگر چه فقیر باشد.

۲. شخصی که ملزم به انفاق هست، پس از تأمین مخارج خود و همسر دائمی‌اش، توانایی پرداخت آن را داشته باشد.
۳.مخارج نزدیکان، مقدار معیّنی ندارد، بلکه واجب است مخارج آنها را به مقدار کافی از خوراک، پوشاک، مسکن و اثاث البیت به قدر رفع حاجت بپردازد.
۳. نفقه فرزند، بر پدرش واجب است. در صورت نبودن یا فقر پدر، نفقه بر جد پدری واجب است و با نبود و فقر او بر جد مادری واجب می‌شود و همچنین به طور الاقرب فالاقرب، بالاتر می‌رود و با نبود یا عدم توانایی آنها بر مادر فرزند واجب می‌گردد.
۴. نفقه اولاد تا وقتی که نتوانند خود را اداره کنند، بر پدر واجب است.
۵. نفقه پدر و مادر فقیر بر فرزند واجب است. در صورت نبود یا فقر فرزند، نفقه بر نوه آنان واجب است.
۶. اگر کسی توانایی مالی پرداخت نفقه به پدر و مادر خود را نداشته باشد، تکلیفی در این باره ندارد.
۷. نفقه برادرها بر کسی واجب نیست.
۸. نفقه نزدیکان اگر به موقع پرداخت نشود، دین نیست و جبران نمی‌شود؛ بر خلاف نفقه همسر.

برای مثال، اگر پدر مدتی نفقه فرزند را ندهد، فرزند نسبت به آن حق مطالبه ندارد.




نشوز چیست؟ ناشزه یعنی چه؟

برای دانستن مفهوم نشوز و یا ناشزه (زنی که دچار نشوز شده است) لازم است ابتدا اطلاعاتی از تمکین داشته باشید:

 

    تمکین چیست؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




تمکین یعنی چه؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




نحوه اطلاع از ممنوع‌الخروجی (مرتبط به سازمان ثبت)

 نحوه اطلاع از ممنوع‌الخروجی‌های مرتبط به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ➡ 

 

معاون امور اسناد سازمان ثبت:

🔸بستانکاران پرونده‌های اجرایی، اعم از بستانکاران قراردادهای داخلی بانک‌ها، مهریه و چک‌های بلامحل و به طور کل اسناد ذمه‌ای که از دوایر اجرای اسناد رسمی اجراییه صادر می‌شود، می‌توانند با درخواستشان مدیون را ممنوع‌الخروج کنند.

🔸سازمان ثبت اسناد برای افرادی که ممنوع‌الخروج می‌شوند به 3 طریق اطلاع‌رسانی می‌کند‌:

نخست اینکه اگر مدیون در سامانه شماره موبایل داشته باشد به محض ممنوع‌الخروج بودن، برای وی پیامک ارسال و موضوع پرونده به وی اطلاع‌رسانی می‌شود.

دوم، اگر مدیون ثبت‌نام ثنا داشته باشد، بر اساس ثنا ➡ اطلاع‌رسانی می‌شود.

سوم، اگر شامل دو مورد فوق‌الذکر نباشد، یعنی مدیون شماره موبایل در سامانه اجرای اسناد رسمی نداشته یا در ثنا ثبت‌نام نکرده باشد، می‌تواند در سامانه کاتب ➡ به بخش اجرای اسناد رسمی رجوع و با کد ملی استعلام کند که ممنوع‌الخروج است یا خیر.

 

چگونه از ممنوع الخروج بودن خود مطلع شویم؟ | لست‌سکند




نحوه ارایه دادخواست تجدید نظر

همانطور که در پست “تجدید نظر چیست؟” گفته شد، بر اساس قوانین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری، قضات دادگاه‌ها موظفند با رعایت تشریفات مقرر در قانون و با ملاحظه کلیه جوانب پرونده، رأی صحیح و عادلانه صادر نمایند. با این حال، به دلایلی، ممکن است رأی صادر شده از دادگاه با اشکالاتی مواجه باشد که نیازمند رسیدگی و بررسی مجدد است. به همین دلیل، در قانون، روش‌هایی برای اعتراض به آرای این چنینی پیش‌بینی شده است.

 

    نحوه تجدید نظرخواهی:

در حال حاضر ، نحوه تجدید نظر خواهی در امور حقوقی و کیفری به یک شکل است با این حال توصیه می گردد این فرآیند بسیار مهم و حساس توسط یک وکیل تجدید نظر انجام پذیرد.

فرآیند تجدید نظر خواهی به شرح زیر است:

  1. – مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی: شما باید به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کنید.
  2. – ارائه مدارک و مستندات لازم: شما باید مدارک لازم را ارائه دهید که به استناد آنها، درخواست تجدید نظر خواهی خود را ثبت کنید. این مدارک ممکن است شامل مستنداتی مانند نسخه‌های قراردادها، حکم دادگاه، مدارک شناسایی و غیره باشد.
  3. – ثبت درخواست: در دفتر خدمات الکترونیک قضایی، درخواست خود را ثبت کنید.
  4. – دریافت ابلاغیه از طریق سامانه ثنا: بعد از ثبت درخواست، شما می‌توانید از طریق سامانه ثنا ابلاغیه‌های دادگاه را دریافت کنید.
  5. – تعیین وقت رسیدگی: اگر تعیین وقت رسیدگی صورت گرفت، شما به تاریخ و زمان مربوطه اطلاع پیدا خواهید کرد.
  6. – حضور در مراجع تجدید نظر: پس از ابلاغ تاریخ و زمان رسیدگی، باید در مرجع تجدید نظر حضور یابید و از خود دفاع کنید.

 

بیشتر بدانید:

تجدید نظر خواهی و شرایط آن چیست؟




تجدید نظر خواهی و شرایط آن چیست؟

بر اساس قوانین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری، قضات دادگاه‌ها موظفند با رعایت تشریفات مقرر در قانون و با ملاحظه کلیه جوانب پرونده، رأی صحیح و عادلانه صادر نمایند.

با این حال، به دلایلی، ممکن است رأی صادر شده از دادگاه با اشکالاتی مواجه باشد که نیازمند رسیدگی و بررسی مجدد است. به همین دلیل، در قانون، روش‌هایی برای اعتراض به آرای این چنینی پیش‌بینی شده است.

تجدید نظر خواهی یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین روش‌های اعتراض به احکام دادگاه‌ها در قانون آیین دادرسی مدنی و قانون آیین دادرسی کیفری ایران است. در این روش، رای صادره از دادگاه بدوی (دادگاه نخستین) به دلیل مشخصی مانند اشتباه در اعمال قانون، نقص در تحقیق و بررسی، یا دلایل جدید، مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد. با رعایت نکات حقوقی و آشنایی کامل با قوانین و مقررات تجدید نظر خواهی، افراد می‌توانند از حقوق قانونی خود به بهترین شکل ممکن دفاع کنند و مانع از تضییع حقوقشان شوند.

البته، باید در نظر داشت، حضور یک وکیل مجرب جهت ارایه ادله و دادخواست تجدید نظر، بسیار ضروری می‌باشد.

 

    تجدید نظر خواهی چیست؟

تجدید نظر خواهی یکی از مهم‌ترین روش‌های اعتراض به حکم دادگاه‌ها محسوب می‌شود که هم در خصوص احکام صادره از دادگاه‌های حقوقی و هم در ارتباط با احکام صادره از دادگاه‌های کیفری قابل انجام است. در این روش، شخصی که به موجب حکم صادره از دادگاه محکوم شده است، می‌تواند در صورت وجود یکی از جهات تجدید نظر خواهی، با ارائه دادخواست تجدید نظر خواهی، نسبت به حکم صادره اعتراض کند.

شخصی که نسبت به حکم دادگاه اعتراض می‌کند، تجدید نظر خواه و شخصی که علیه او دادخواست تجدید نظر داده شده، تجدید نظر خوانده نامیده می‌شود.

 

    موارد و دلایل ارایه دادخواست تجدید نظر در دعاوی حقوقی:

جهات تجدید نظرخواهی حقوقی به دلایلی اشاره دارند که در صورت وجود آن‌ها، امکان اعتراض به رأی صادر شده توسط دادگاه بدوی و درخواست تجدید نظر از دادگاه بالاتر فراهم می‌شود. این جهات در قانون آیین دادرسی مدنی جمهوری اسلامی ایران در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی به تفصیل بیان شده‌اند. بر اساس این ماده، جهات و دلایل تجدید نظر خواهی عبارتند از:

    1. – ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
    2. – ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی
    3. – ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
    4. – ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای
    5. – ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی یا مقررات قانونی

طبق تبصره ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر تجدید نظر خواهی، تنها به یکی از دلایل تجدید نظر خواهی استناد کند، دادگاه می‌تواند به این دلایل دیگر نیز رسیدگی کند، حتی اگر در تجدیدنظر خواهی ذکر نشده باشند.

 

  موارد و دلایل ارایه دادخواست تجدید نظر در دعاوی کیفری:

ماده ۴۳۴ قانون آیین دادرسی کیفری ایران، در مورد جهات تجدید نظر در دعاوی کیفری صحبت می‌کند. جهات تجدید نظر به موارد و شرایط خاصی اشاره دارند که اگر فرد متقاضی آنها را اثبات کند، می‌تواند اعتراض کرده و درخواست تجدیدنظر دهد. این جهات عبارتند از:

    1. – ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه
    2. – ادعای مخالف بودن رای با قانون
    3. – ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرس
    4. – ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی

طبق این ماده که اگر فردی که به رای صادر شده اعتراض دارد به یکی از دلایل فوق استناد نماید و دلیل دیگر هم وجود داشته باشد ، دادگاه به آن دلیل هم رسیدگی می نماید .

 

    آرای حقوقی قابل تجدید نظرخواهی:

ماده ۳۳۱ آیین دادرسی مدنی ایران مشخص می‌کند که رای‌های صادر شده از دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور حقوقی که قطعی هستند، می‌توانند تجدیدنظر شوند.

به عبارت دیگر، افراد می‌توانند نسبت به این رای‌ها درخواست تجدیدنظر دهند، مگر در موارد خاص که قانون به طور صریح تجدیدنظر آن‌ها را ممنوع کند. بر طبق ماده ۳۳۱ ، در موارد ذیل، می توان درخواست تجدیدنظر کرد:

    1. – در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن چیزی که خواهان از دعوا می خواهد از سه میلیون (۳۰۰۰۰۰۰) ریال بیشتر باشد.
    2. – در مورد کلیه حکم های صادر شده در دعاوي غیرمالی میتوان درخواست تجدیدنظر کرد.
    3. – حکم راجع به متفرعات دعوا درصورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.
    4. – احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رأي یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتباً رأي آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل درخواست تجدیدنظر نیست مگر درخصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رأی.

قرارهاي صادر شده در زیر قابل تجدید نظر است البته درصورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدیدنظر باشد:

      • – قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود.
      • – قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا.
      • – قرار سقوط دعوا.
      • – قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

 

    آرای کیفری قابل تجدید نظرخواهی:

بر اساس ماده ۴۲۷ آیین دادرسی کیفری ایران، رای‌های صادره از دادگاه‌های کیفری می‌توانند در شرایط خاص غیر قابل تجدیدنظر باشند:

    1. – رای‌های مربوط به جرایم تعزیری درجه هشت (جرایم کمترین سطح سنگینی که تحت تعقیب قرار می‌گیرند).
    2. – رای‌های مربوط به جرایمی که مستلزم پرداخت دیه یا ارش هستند، اگر میزان دیه یا ارش کمتر از یک دهم دیه کامل باشد.

تبصره – در مورد مجازات‌های جایگزین حبس، معیار قابلیت تجدید نظر، همان مجازات قانونی اولیه است.

در غیر این صورت، احکام صادره از دادگاه‌های کیفری ممکن است در مراجع صالح قابل تجدید نظر باشند.

 

بیشتر بدانید:

نحوه ارایه دادخواست تجدید نظر

 

    تفاوت تجدید نظرخواهی و واخواهی:

در روش تجدیدنظرخواهی هر یک از طرفین دعوا می‌توانند از دادگاه نسبت به رأی صادر شده اعتراض کنند. اما اعتراض به رأی دادگاه در هنگام واخواهی تنها زمانی ممکن است که رأی به صورت غیابی صادر شده باشد.

در واقع، اگر خوانده دعوا بعد از دریافت اخطاریه و ابلاغیه‌های لازم و همچنین در هیچ یک از جلسات دادگاه حضور نیابد و حتی نماینده قانونی یا وکیلی نیز برای خود معرفی نکند و از طرفی لایحه دفاعیه خود را به دادگاه ارائه نکند، رأی صادر شده برای وی رای غیابی محسوب می شود و قابل واخواهی خواهد بود.

تفاوت دیگر بین تجدید نظر و واخواهی، دادگاه برگزار کننده جلسات است که در تجدیدنظر دادگاهی عالی تر از دادگاه اولیه و در حالت واخواهی همان دادگاه صادر کننده‌ی رأی خواهد بود.

 

    مهلت تجدید نظرخواهی:

ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۴۳۰ قانون آیین دادرسی کیفری درباره مهلت تجدید نظر خواهی در دعاوی بسیار مهم است. بر اساس این ماده، مهلت برای اشخاصی که مقیم ایران هستند، ۲۰ روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور هستند، ۲ ماه است. این مهلت از تاریخ ابلاغ رای دادگاه بدوی شروع می‌شود، و در صورت صدور رای دادگاه به صورت غیابی، از تاریخ اتمام مهلت واخواهی شروع می‌شود.

اما در مواردی که تجدید نظر خواه نمی‌تواند در طول مهلت تجدیدنظر خواهی اقدامات لازم را انجام دهد، امکان تجدید نظر خواه خارج از مهلت قانونی نیز وجود دارد. این امر ممکن است در صورتی اتفاق بیافتد که تجدیدنظر خواه عذر موجهی داشته باشد یا سمت نماینده دعوای بدوی از بین رفته، محکوم علیه، فوت کرده یا ورشکسته باشد.

 

    مراجع قضایی تجدید نظر:

در نظام قضایی ایران، علاوه بر دادگاه‌های بدوی که مسئول رسیدگی ابتدایی به پرونده‌ها و صدور رای هستند، دادگاه‌های تجدیدنظر نیز وجود دارند که در مرکز هر استان تشکیل می‌شوند. این دادگاه‌ها مرجع اصلی برای تجدیدنظر خواهی از رای دادگاه‌های بدوی هستند.

نکته مهمی که در خصوص مرجع تجدیدنظر خواهی باید بیان شود، این است که در برخی از دعاوی کیفری، مرجع تجدیدنظر خواهی به جای دادگاه تجدیدنظر استان، دیوان عالی کشور است. بر اساس ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری، آراءی که توسط دادگاه کیفری یک صادر شده و مجازات آنها سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد، تعزیر درجه سه و بالاتر و جنایات عمدی که میزان دیه آنها نصف دیه کامل و بیشتر است، و آراء صادره در خصوص جرایم سیاسی و مطبوعاتی، توسط دیوان عالی کشور مورد رسیدگی تجدیدنظر قرار می‌گیرند.
در دادگاه‌های تجدیدنظر حقوقی و کیفری، به طور ماهوی و طبق اصول قانونی، آرای مورد اعتراض را مورد بررسی مجدد و تجدیدنظر قرار می‌دهند. اگر دادگاه تجدیدنظر به یکی از جهات تجدیدنظر خواهی احراز کند، رای را نقض کرده و مجدداً به صورت صحیح صادر می‌کند؛ اگر رای صادره واجد ایراد خاصی نباشد، آن را ابرام یا تایید می‌کند.

 

    رد دادخواست تجدیدنظر:

مواردی که ممکن است منجر به رد درخواست تجدیدنظر از سوی دادگاه شوند، عبارتند از:

    1. – عدم ثبت درخواست تجدیدنظر در زمان مقرر: اگر درخواست تجدیدنظر از احکام مربوطه به زمانی که برای ثبت و پیگیری آن تعیین شده است، خارج باشد، دادگاه ممکن است آن را رد کند.
    2. – نقض درخواست تجدیدنظر: اگر درخواست تجدیدنظر شامل نقضی باشد و شخص تجدیدنظر خواه ابلاغیه‌هایی را دریافت کرده باشد که به وی اطلاع می‌دهند که نقض را برطرف کند، اما وی این اقدام را نکند، دادگاه ممکن است درخواست را رد کند.
    3. – عدم تطابق با مقررات قانونی: اگر درخواست تجدیدنظر بر اساس مقررات قانونی صحیح تنظیم نشده باشد، ممکن است دادگاه آن را نپذیرد و رد کند.

علاوه بر موارد فوق، دادگاه ممکن است بر اساس دلایل و جهات دیگر نیز درخواست تجدیدنظر را رد کند. مثلاً اگر مواردی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر را فراهم نکنند، یا اگر وضعیت موضوع دعوا به گونه‌ای است که تجدیدنظر منطقی یا مجاز نباشد.

 

    بهترین وکیل تجدید نظر:

مرحله تجدیدنظر خواهی آرای قضایی در اعاده دادرسی مرحله ای بسیار مهم و حساس می باشد چرا که همان بزنگاهی است که می‌تواند حقوق ضایع شده و رای ناعادلانه را به نفع شخص متضرر تغییر دهد.

برای همین، حضور وکیل متخصص در أمور حقوقی یا کیفری نسبت به موضوع پروند الزامی می باشد. چرا که این مرحله حتی از مرحله دادرسی در دادگاه بدوی نیز مهم تر می‌باشد و تنها وکیل آشنا و مسلط به قوانین، آیین نامه ها، رویه های قضایی و با تجربه می‌تواند برای موکل خود احقاق حق نماید.




۴ ابزار هوش مصنوعی که هر وکیل و دانش آموخته حقوق باید بشناسد!

امروزه ابزارهای هوش مصنوعی در حال مبدل شدن به شرکا و همراهان ضروری وکلا، کارشناسان، پژوهشگران و سایر متخصصان حقوقی هستند. این‌روزها کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی برای فعالان حوزه حقوق در حال فراگیری روزافزون است و استفاده بهینه از این ابزارها می‌تواند در بهبود کارآیی حقوقدانان، نقشی موثر ایفا نماید. استفاده صحیح از ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند دقت کاربر را افزایش داده، با صرفه‌جویی در زمان به فرد در مدیریت زمان یاری رساند و در مجموع منجر به بهبود بهره‌وری و افزایش کارآیی وکلا و حقوقدانان شود.

در ادامه، با این توضیح که استفاده از هوش مصنوعی در فعالیت‌های حقوقی علی‌رغم تمام مزایای آن، نمی‌تواند ما را از تحقیق و پژوهش بی‌نیاز سازد و اتکا و اعتماد صرف به هوش مصنوعی می‌تواند منجر به بروز تبعات مختلفی برای ارائه دهندگان خدمات حقوقی گردد، در رسانه حقوقی حرف با شما همراه می‌شویم تا تعدادی از برترین ابزارهای هوش مصنوعی که می‌توانند دستیاری مناسب برای فعالیت‌های حقوقی و وکالتی باشند را با هم مرور کنیم.

 

Claude AI Tool

ابزار هوش مصنوعی کلاود
هوش مصنوعی کلاود، یک دستیار تحقیقات حقوقی مبتنی بر هوش مصنوعی است که با هدف ساده‌سازی فرآیند تحقیقات حقوقی طراحی و ساخته شده است. این ابزار هوش مصنوعی که توسط شرکت آنتروپیک توسعه داده شده است، با پردازش زبان طبیعی برای فهم هرچه بهتر موضوعات و پرسش‌های حقوقی و پاسخگویی به نیازهای متخصصان حوزه خدمات حقوقی استفاده می‌کند.

برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های کلود عبارت‌اند از:
قابلیت جست‌وجوی پیشرفته اسناد و قوانین: این ابزار به کاربر در یافتن سریع اسناد و قوانین مرتبط با موضوع خواسته شده، کمک می‌کند.

فهم و درک متن: کلود با فهم ادبیات حقوقی و تفاوت‌ها و ظرایف آن، شما را به دریافت نتایج دقیق مرتبط با موضوع جست‌وجوی خود، رهنمون می‌سازد.

مدیریت وظایف پیچیده و دشوار: هوش مصنوعی کلود قابلیت انجام فعالیت‌های شناختی پچیده، رونوسی از متن درون عکس‌ها و تجزیه و تحلیل متون را دارد.

 


 

 

Gemini Google AI

جمنای؛ ابزار هوش مصنوعی گوگل!
ابزار هوش مصنوعی جمنای که قبلا با نام گوگل بارت شناخته می‌شد، از جمله دیگر ابزارهای محبوب هوش مصنوعی است. این ابزار که توسط گوگل توسعه یافته است به پرسش‌های کاربران به‌صورت متنی پاسخ می‌دهد. این ابزار هوش مصنوعی متعلق به گوگل به وسیله داده‌های منتشر شده به‌صورت عمومی در فضای سایبری آموزش دیده و با جمع آوری و دسته بندی این داده‌ها، در مدت زمان کوتاهی به پرسش‌های کاربر پاسخ می‌دهد.

برخی از مهم‌ترین قابلیت‌های هوش مصنوعی جمنای عبارت‌اند از:
بررسی خودکار متون قراردادی: جمنای با بررسی بندهای مختلف قراردادی، نسبت به شناسایی و اعلام ریسک‌ها و ایرادات قراردادی اقدام می‌نماید.

اطمینان از انطباق با قوانین و مقررات: این ابزار می‌تواند به ما در حصول اطمینان نسبت به رعایت قوانین، مقررات و الزامات قراردادی کمک نماید.

بهبود کارایی: جمنای با یافتن و دسته بندی اطلاعات از داده‌های در دسترس، به وکلا و حقوقدانان در انجام تحقیقات و پژوهش‌های حقوقی و افزایش کارآمدی این محققان در انجام فعالیت‌های خود و در نتیجه افزایش بهره‌وری خدمات حقوقی کمک شایانی می‌کند.

 


 

 

کوپایلوت
دستیار هوش مصنوعی مایکروسافت کوپایلوت ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی است که پس از ادغام با مایکروسافت ۳۶۵ ایجاد شده و می‌تواند به متخصصات و فعالان حقوقی برای انجام فعالیت‌های حرفه‌ایشان کمک نماید.

برخی از مهم‌ترین قابلیت‌های هوش مصنوعی کوپایلوت عبارت‌اند از:
تهیه پیش‌نویس اسناد: امکان تهیه پیش‌نویس مقدماتی برای متون قراردادی، اسناد و لوایح قضایی، پست الکترنیک و مواردی از این قبیل از ویژگی‌های کاربردی کوپایلوت برای وکلا و حقوقدانان است.

تجزیه و تحلیل داده‌ها: از دیگر ابزارهای در اختیار وکلا با کمک دستیار هوش مصنوعی مایکروسافت، امکان استخراج، بررسی، دسته بندی، تجزیه و تحلیل داده‌های از میان حجم انبوهی از اسناد و مدارک مختلف و متون حقوقی و قانونی است.

مدیریت امور شغلی: این ابزار هوش مصنوعی همچنین دارای قابلیت‌های ویژه‌ای برای مدیریت پست‌های الکترونیک، یادآوری امور روزانه به‌صورت خودکار، کمک در برنامه ریزی مناسب فعالیت‌های شخصی و حرفه‌ای و… است.

 


 

 

Chat GPT

چت جی.پی.تی (Chat GPT)
ابزار هوش مصنوعی جی.پی.تی ربات گفت‌وگو محور مبتنی بر هوش مصنوعی است که توسط شرکت اوپی ای. آی (OpenAI) توسعه یافته است و از آن به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین و فراگیرترین ابزارهای هوش مصنوعی چه در حوزه صنعت و کسب‌وکارها یاد می‌شود.

چت جی.پی.تی می‌تواند به وکلا و کارشناسان حقوقی کمک‌های متعدد و متنوعی نماید. از جمله می‌توان به پاسخ‌های مکتوب این ابزار هوش مصنوعی به پرسش‌های حقوقی اشاره کرد که می‌تواند آن‌ را به گزینه خوبی برای انتخاب توسط وکلا، کارشناسان و پژوهشگران حقوقی و موسسات حقوقی مبدل سازد.

برخی از مهم‌ترین قابلیت‌های هوش مصنوعی کوپایلوت عبارت‌اند از:
دستیار تحقیقات حقوقی: این ابزار معروف هوش مصنوعی می‌تواند تنها با صرف چند ثانیه زمان، به‌عنوان بازوی کمکی وکلا در انجام تحقیقات حقوقی و اطلاع از آخرین فرآیندها و تحولات حقوقی و تقنینی و رویه قضایی به یاری وکلا بشتابد.

تهیه و ویرایش پیش‌نویس لوایح و قراردادها: چت جی.پی.تی می‌تواند علاوه بر تهیه و تدوین و همچنین ویرایش پیش‌نویس لوایح وکلا، قراردادهای موکلین و مواردی از این قبیل، متون مورد نظر شما برای ارسال پست الکترونیک را نیز تهیه و در موارد لازم، ویرایش نماید.

مدیریت ارتباط با موکلین: از جمله دیگر امکانات این هوش مصنوعی محبوب می‌توان به مدیریت تعامل هرچه مناسب‌تر وکیل با موکلین و مراجعه کنندگان دفتر و پاسخگویی به ایشان، اشاره نمود.




فرق طلاق رجعی و طلاق بائن

تفاوت طلاق رجعی و طلاق بائن چیست؟

امروزه با شیوع پدیده طلاق، هر کدام از ما به احتمال زیاد در میان اطرافیان و آشنایان خود با این پدیده مواجه شده‌ایم. حتما در برخی موارد نیز شنیده‌اید که مردی زنش را طلاق داده و بعدا به او رجوع کرده است. در یک تقسیم بندی کلی از این نظر که پس از وقوع طلاق امکان رجوع در آن وجود دارد یا خیر، طلاق به دو قسم تقسیم می‌شود، طلاق رجعی و طلاق بائن. در این مقاله قصد داریم شما را با این دو قسم از اقسام طلاق، خصوصا نوع نخست آن آشنا کنیم و پیرامون شرایط و آثار آن توضیحاتی ارائه دهیم. پس با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.

 

طلاق رجعی چیست؟

شما هم حتما نام طلاق رجعی را شنیده‌اید. اما طلاق رجعی چیست؟‌

طلاق رجعی، طلاقی است که در آن شوهر حق دارد که در زمان عده به زن رجوع کند. یعنی پس از وقوع طلاق، مرد به واسطه سخن یا رفتاری، فقط و فقط در زمان عده، تمایل خود را به ادامه زندگی با زن اعلام می‌دارد، بدون این که نیاز به خواندن مجدد صیغه ازدواج باشد.

ماده ۱۱۴۸ قانون مدنی بیان می‌دارد که: «در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است». فلسفه وجودی چنین حکمی این است که پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر گاهی پس از وقوع طلاق سبب تمایل ایشان به بازگشت به زندگی مشترک می‌شود. قانون‌گذار با این کار عملا راه را برای بازگشت به زندگی مشترک هموارتر کرده است.

اگر با خواندن این متن برای شما سوال ایجاد شده که عده چیست، باید بگوییم که طبق ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی، عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.

 

طلاق بائن چیست؟

وقتی طلاقی رخ می‌دهد دادگاه در حکم خود نوع آن را از جهت رجعی یا بائن بودن اعلام می‌کند. اما برای این که بدانیم تفاوت این دو در چیست و آثار و احکام هر کدام چگونه است، لازم است قدری با طلاق بائن نیز آشنا شویم.

طلاق بائن عبارت است از طلاقی که شوهر در زمان عده، حق رجوع و بازگشت به زن را ندارد. ماده ۱۱۴۴ قانون مدنی می‌گوید که در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست. قانونگذار در ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی موارد طلاق بائن را بیان می‌کند.

در موارد ذیل طلاق از نوع بائن است:

  1. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود
  2. طلاق یائسه
  3. طلاق خلع و مبارات، مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد
  4. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید، اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

البته با توجه به رویه قضایی و نظریات مشورتی، طلاق قضایی که زن به دلیل عسر و حرج تقاضای طلاق دارد و حاکم او را طلاق می‌دهد نیز بائن است. همچنین طلاق توافقی نیز چون در قالب طلاق خلع و یا مبارات صورت می‌گیرد، بائن بوده و رجوع در آن معنا ندارد. البته هر کدام از این موارد توضیحات جداگانه‌ای دارند که باید در مقاله‌ای مجزا به آن پرداخت.

نکته مهمی که در تشخیص طلاق رجعی از بائن وجود دارد این است که طلاق بائن تنها منحصر به همین موارد است و غیر از این موارد، هر طلاقی که رخ دهد رجعی است. البته در عمل برای افراد عادی مشکلی در این زمینه پیش نخواهد آمد، زیرا دادگاه در حکم خود نوع طلاق را مشخص خواهد کرد و شما دچار سردرگمی نخواهید شد.

 

فرق طلاق رجعی و بائن

  • اولین و مهم‌ترین تفاوتی که این دو طلاق با هم دارند و سبب جدا شدن این دو از هم می‌شود، این است که در طلاق رجعی مرد حق رجوع به زن را در زمان عده دارد، اما در طلاق بائن امکان رجوع از طلاق و بازگشت به زن برای مرد وجود نخواهد داشت. در طلاق بائن اگر زن و مرد بخواهند با یکدیگر زندگی کنند، باید مجددا با اجرای شرایط خاص به خود عقد جدیدی را برقرار کنند.
  • تفاوت دوم این دو طلاق در این است که در طلاق رجعی، زن باید حتما عده خود را نگه دارد. یعنی در مدت این عده، به هیچ عنوان نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند و باید تا پایان مدت عده صبر کند. اما در طلاق بائن اگر طلاق عده نداشته باشد، زن می‌تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند. اگر طلاق بائن نیز عده داشته باشد،‌ زن باید عده را نگه دارد اما در مدت این عده، مرد حق رجوع به او را ندارد. از اقسام طلاق بائن که پیش‌تر به آنها اشاره کردیم، طلاق زن یائسه و طلاق قبل از آمیزش جنسی عده ندارند. پس به عنوان مثال زنی که یائسه است در صورتی که طلاق بگیرد، عده نداشته و بلافاصله می‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند. به عنوان مثالی دیگر اگر زن و شوهری پس از سومین ازدواج متوالی با یکدیگر از هم جدا شوند، ‌طلاق بائن است ولی عده دارد و زن تا پایان آن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند و برای مرد نیز حق رجوع در مدت عده وجود ندارد.
  • تفاوت سوم این است که در طلاق بائن پس از اجرای صیغه طلاق و فوت هر یک از طرفین، دیگر ارثی به دیگری نمی‌رسد. درحالی‌که در طلاق رجعی، حتی در مدت عده رابطه ارث بردن میان زن و شوهر برقرار است.
  • تفاوت چهارم این است حق نفقه زن در مدت عده در طلاق رجعی باقی است، مگر این که زن ناشزه گردد. این در حالی است که در طلاق بائن زن حق نفقه ندارد.
  • تفاوت پنجم این‌ است که در عده طلاق رجعی، زن کماکان زوجه مرد محسوب می‌شود. بنابراین مرد باید به وظایف خود در برابر زن عمل کند و به عنوان مثال، حق ندارد زن را از منزل مسکونی خود بیرون کند.

 




راهنمای ثبت نام ثنا

ثبت نام در سامانه ثنا

این روزها دیگه هر اقدام قضایی بخوای انجام بدی، ابتدا بایستی در سامانه ثنا ثبت نام شده باشی.

به موجب ماده 175 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392، قوه قضائیه موظف است اوراق قضائی را با استفاده از سامانه های الکترونیکی یا مخابراتی ابلاغ نماید. مراجعان به قوه قضائیه نیز موظفند جهت دریافت الکترونیکی اوراق قضائی به سامانه‌ای که به این منظور ایجاد گردیده مراجعه نمایند.

وکیل عباسی برای شما راهنمای جامع ثبت نام در سامانه ثنا رو تهیه و جهت دانلود تقدیم می‌کند:

 

دانلود راهنمای جامع ثنا