طلاق توافقی چیست؟

طلاق توافقی نوعی از طلاق است که زن و شوهر دربارهٔ تمام مسائل با هم توافق می‌کنند:
مهریه، نفقه، جهیزیه، حضانت فرزندان، زمان دیدار، هزینه فرزند و…
دادگاه فقط توافق آن‌ها را بررسی و تأیید می‌کند.

 

    مزایای طلاق توافقی

1. سرعت بالا

پرونده‌هایی که توافق کامل دارند، بسیار سریع‌تر از طلاق‌های یک‌طرفه رسیدگی می‌شوند.

2. کاهش درگیری و تنش

چون طرفین به‌جای دعوا، با توافق جلو می‌روند، فرایند تنش کمتری دارد.

3. هزینه کمتر

درگیری‌های طولانی، وکیل‌های متعدد، کارشناس و کارشناسی‌های مالی کمتر می‌شود.

4. تعیین تکلیف شده 

هر دو طرف از ابتدا می‌دانند چه چیزهایی پذیرفته شده و اختلاف کمتری باقی می‌ماند.

5. تنش کمتر برای کودک

چون دربارهٔ حضانت و نحوه ملاقات توافق می‌شود، تنش کمتری به کودک وارد می‌شود.

 

    معایب طلاق توافقی

1️⃣ احتمال فشار یکی از طرفین

ممکن است یکی از زوجین تحت فشار یا شرایط احساسی نامطلوب، توافقی را بپذیرد که منصفانه نیست.

2️⃣احتمال عدم توازن مالی زوجه

گاهی زن بدون آگاهی از حقوق خود، از بخش مهمی از حقوق مالی (مهریه، اجرت‌المثل، نفقه) صرف‌نظر می‌کنند.

3️⃣امکان پشیمانی یکی از طرفین

اگر یکی از طرفین در مرحله اجرا پشیمان شود، ممکن است روند طولانی‌تر شود.

4️⃣نیاز به توافق کامل

اگر حتی در یک مورد (مثلاً حضانت یا مهریه) توافق کامل نباشد، روند توافقی پذیرفته نمی‌شود.

 

    مراحل انجام طلاق توافقی مطابق مقررات فعلی

1️⃣ توافق کامل بین زن و شوهر

ابتدا زوجین باید دربارهٔ موارد زیر با هم توافق کنند:
میزان پرداخت مهریه (دریافت، بخشش، تقسیط…)
نفقه معوقه
حضانت فرزند
هزینه نفقه کودک
جهیزیه
اجرت المثل ایام زناشویی
زمان مراجعه به دفتر طلاق

بهتر است توافق‌ها کتبی شود.

2️⃣در گذشته برای نوبت مشاوره پیش از طلاق از سامانه تصمیم استفاده می‌شد، اما الان «سامانه مسیر» جایگزین سامانه تصمیم شده و برای ثبت نام و نوبت‌دهی مشاوره قبل از طلاق باید از آن استفاده کرد، و زوجینی که قصد طلاق توافقی دارند باید در آن ثبت نام و نوبت مشاوره خانواده بگیرند.

🔹 آدرس رسمی این سامانه: masir.23055.ir

3️⃣دریافت گواهی پایان مشاوره

پس از حضور در جلسات مشاوره، در صورت اصرار بر طلاق،
مرکز مشاوره گواهی ارجاع به دادگاه یا گواهی عدم انصراف صادر می‌کند.

بدون این گواهی، دادگاه طلاق توافقی ثبت نمی‌کند

4️⃣ثبت دادخواست طلاق توافقی در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

زوجین با در دست داشتن گواهی مرکز مشاوره،
در دفتر خدمات قضایی دادخواست «طلاق توافقی» ثبت می‌کنند.

در دادخواست، توافق‌های کتبی نیز ضمیمه می‌شود.

5️⃣ ارجاع پرونده به دادگاه خانواده

دادگاه:
توافق‌ها را بررسی می‌کند
از زوجین در جلسه رسیدگی می‌خواهد توضیح دهند
اگر توافق‌ها کامل، روشن و قانونی باشد، گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند

6️⃣ مراجعه به دفتر رسمی طلاق

پس از صدور گواهی عدم امکان سازش ، زوجین باید ظرف مهلت قانونی (معمولاً ۳ ماه):
به دفتر طلاق مراجعه کنند
مدارک لازم (شناسنامه، کارت ملی، رأی دادگاه، توافق‌نامه و گواهی عدم بارداری در موارد لازم) را ارائه دهند
صیغه طلاق جاری و ثبت شود

پس از ثبت در دفترخانه، طلاق قطعی و رسمی است.




نفقه خویشان (خویشاوندان)

در قانون مدنی ایران، نفقه در دو عنوان نفقه زوجه و نفقه اقارب تکلیف شده است.
به غیر از نفقه زوجه که پرداخت آن عهده زوج می باشد
پرداخت نفقه اقارب نیز تحت شرایطی واجب می باشد.

    اقارب:

اقارب به‌لحاظ لغوی یک کلمه عربی و جمع اقرب است به معنای اقوام،خویشاوندان و نزدیکان می‌باشد.

مطابق با ماده‌ی ۱۱۹۶ قانون مدنی منظور از اقارب، خویشاوندان نسبی می‌باشند؛ خویشاوندانی که بعضی از آنها از بعضی دیگر به دنیا آمده باشند. حال این خویشاوندان نسبی یا در خط مستقیم صعودی هستند شامل پدر، پدربزرگ و پدر پدربزرگ، یا اقارب نسبی در خط مستقیم نزولی هستند که شامل فرزند، نوه و نتیحه می‌باشند.

و این خویشاوندان ملزم هستند مطابق قانون، تحت شرایطی، نفقه به یکیدیگر بپردازند.

تعیین اقارب جهت پرداخت نفقه در ماده‌ی ۱۱۹۶ قانون مدنی مشخص شده است: «در روابط بین اقارب، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق به یکدیگرند».
در این خصوص تفاوتی میان اقارب نسبی صعودی یا نزولی وجود ندارد.

مثال:

در ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی، در ترتیب اشخاص ملزم به تادیه نفقه فرزند، ذکر شده است:
نفقه فرزند به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود؛ و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود؛ و در صورتی که مادر هم نباشد یاقادر به انفاق نباشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.
نکته مهم در خصوص نفقه اقارب:

خویشاوندانی که از یکدیگر متولد نشده باشند مانند: خواهر، برادر، خاله، خواهرزاده، عمو و برادرزاده از نظر قانونی ملزم به پرداخت نفقه به یکدیگر نیستند.

در نفقه اقارب به این نکته توجه شود كه اين نفقه ناظر بر آينده است. بدين معنا كه: “اقارب فقط نسبت به آينده مي‌توانند مطالبه نفقه نمايند، نه گذشته”.

نفقه زوجه چیست و نحوه مطالبه آن - مجموعه حقوقی قربانی

 

قانون گذار بغیر از مسئولیت های هزینه‌های زندگی زوجین (با عنوان نفقه زن، و نفقه مرد)، قوانین و مقرراتی را نیز برای تأمین هزینه‌های خویشان (فرزندان، پدر، و مادر) نیز در نظر گرفته است.

پس، در زمان‌هایی، اولاد بر والدین خود دارای حق نفقه می‌باشد. و در زمان‌هایی نیز پدر و مادر بر فرزند خود دارای حق نفقه خواهند بود.

    احکام مربوط به نفقه خویشان:
۱. الزام پرداخت نفقه به نزدیکان دو شرط دارد:

الف. شخص ندار بوده و‌ شغل نداشته باشد (ماده ۱۱۹۷ قانون مدنی). به این معنا که در حال حاضر روزی خود را نداشته باشد.
بنابراین، نفقه دادن به کسی که در حال حاضر توانایی تأمین مخارج خود را دارد واجب نیست، اگر چه فقیر باشد.

۲. شخصی که ملزم به انفاق هست، پس از تأمین مخارج خود و همسر دائمی‌اش، توانایی پرداخت آن را داشته باشد.
۳.مخارج نزدیکان، مقدار معیّنی ندارد، بلکه واجب است مخارج آنها را به مقدار کافی از خوراک، پوشاک، مسکن و اثاث البیت به قدر رفع حاجت بپردازد.
۳. نفقه فرزند، بر پدرش واجب است. در صورت نبودن یا فقر پدر، نفقه بر جد پدری واجب است و با نبود و فقر او بر جد مادری واجب می‌شود و همچنین به طور الاقرب فالاقرب، بالاتر می‌رود و با نبود یا عدم توانایی آنها بر مادر فرزند واجب می‌گردد.
۴. نفقه اولاد تا وقتی که نتوانند خود را اداره کنند، بر پدر واجب است.
۵. نفقه پدر و مادر فقیر بر فرزند واجب است. در صورت نبود یا فقر فرزند، نفقه بر نوه آنان واجب است.
۶. اگر کسی توانایی مالی پرداخت نفقه به پدر و مادر خود را نداشته باشد، تکلیفی در این باره ندارد.
۷. نفقه برادرها بر کسی واجب نیست.
۸. نفقه نزدیکان اگر به موقع پرداخت نشود، دین نیست و جبران نمی‌شود؛ بر خلاف نفقه همسر.

برای مثال، اگر پدر مدتی نفقه فرزند را ندهد، فرزند نسبت به آن حق مطالبه ندارد.




نشوز چیست؟ ناشزه یعنی چه؟

برای دانستن مفهوم نشوز و یا ناشزه (زنی که دچار نشوز شده است) لازم است ابتدا اطلاعاتی از تمکین داشته باشید:

 

    تمکین چیست؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




تمکین یعنی چه؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




دادخواست مطالبه نفقه (نمونه)

در این برگه، نمونه دادخواست مطالبه نفقه، که توسط زوجه درخواست میشه، رو براتون قرار میدم؛ امیدوارم به کارتون بیاد.

میتونید دادخواست‌تون رو از روی این فرم، به راحتی تنظیم و ارایه کنید.

 

 

نمونه دادخواست مطالبه نفقه:




مدارک مورد نیاز دادخواست‌ها

پیوست‌ها و مدارک

برای ارایه هر درخواست قضایی یا دادخواست، بسته به نوع آن، مدارک و پیوست‌هایی لازم هستند که بایستی در زمان ارایه دادخواست، به دادگاه یا شعب قضایی الکترونیکی تحویل نمایید. پس دقت کنید که برای تسریع در انجام کارهاتون، مدارکتون رو از قبل آماده کنید تا دچار “برو فردا بیا” نشوید!

وکیل عباسی کلیه مدارک و پیوست‌های مورد نیاز رو در فایل زیر براتون آماده کرده که می‌تونید یکجا دانلود کنید و داشته باشید:

 

دانلود پیوست‌ها و مدارک مورد نیاز هر دادخواست




اگر زن تمکین نکند، می‌تواند دادخواست طلاق دهد؟

تأثیر عدم تمکین زن بر طلاق

عدم تمکین زن، تأثیری بر اقدام طلاق زوجه ندارد. اگر زن تمکین نکند، این موضوع می‌تواند منجر به قطع شدن نفقه برای زوجه شود، اما این امر تأثیری بر امکان زوجه برای درخواست طلاق ندارد.

اگر زن تمکین نکند، این ممکن است منجر به قطع نفقه برای زوجه شود، زیرا براساس قانون مدنی ایران، شرط دادن نفقه به ادامه زندگی مشترک بستگی دارد.
پس عدم تمکین زن بر طلاق تأثیری ندارد. زوجه می‌تواند برای طلاق اقدام کند و عدم تمکین زن در این مورد مانع نمی‌شود.

اگر زن از طلاق تمکین نکند، این می‌تواند یکی از مسائلی باشد که دادگاه در ارزیابی نوع طلاق به آن توجه می‌کند. به عنوان مثال، در طلاق از طریق عسر و حرج، عدم تمکین زن می‌تواند به عنوان یکی از اثرات عسر و حرج مدنظر قرار گیرد، اما این موضوع به طور مستقیم زوجه را از درخواست طلاق باز نمی‌دارد.
اگر زن عدم تمکین خود را ثابت کند، این می‌تواند به عنوان دلیلی برای عسر و حرج در نظر گرفته شود. اما این اثر، تصمیم گیری نهایی درباره طلاق زوجه را مانع نمی‌شود.
بنابراین، عدم تمکین زن برای طلاق اثری بر امکان زوجه برای درخواست طلاق ندارد. زن می‌تواند حتی در صورت عدم تمکین، برای طلاق از طرف خود اقدام کند و دادگاه نیز بر اساس شواهد و مدارک ارائه شده، تصمیم می‌گیرد.

طلاق از طرف زن




طلاق از طرف زن

در مواقعی که شرایط زندگی مشترک به قدری سخت و غیرقابل تحمل می‌شود که هیچ راه حلی جز طلاق و جدایی برای بهبود وضعیت وجود ندارد، زوجین مجبور به درخواست طلاق می‌شوند. تقاضای طلاق از طرف زن و شوهر طبق مقررات قانون مدنی تفاوت‌های چشمگیری دارد.

مردان هر زمان که بخواهند می‌توانند با شرایطی که قانون در نظر گرفته ، همسر خود را طلاق دهند. اما زنان تنها در شرایطی که قانون مشخص کرده است، می‌توانند درخواست طلاق دهند.

ار دلایل محکمه پسند برای طلاق از طرف زن می توان به عسر و حرج، عدم رابطه جنسی بلند مدت و اعتیاد آسیب زننده آقا اشاره کرد.طلاق، به عنوان آخرین راه‌حل برای حل مشکلات زندگی مشترک، باید با دقت و تعمق در نظر گرفته شود.

توصیه می‌شود قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، با مشاور خانواده مشورت کرده و تمام جوانب و ابعاد مختلف این تصمیم را بررسی کنید. 

 

شرایط طلاق از طرف زن (زوجه)

بر اساس قانون مدنی سابق، مرد می‌توانست هر زمان که بخواهد و بدون هیچ دلیلی، زن خود را طلاق دهد. اما در حال حاضر، طبق ماده ۱۱۳۳ اصلاحی قانون مدنی، “مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون و با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق همسرش را بنماید.” بنابراین، درخواست طلاق از سوی مرد نیازمند طی مراحلی مانند ارجاع به داوری، دریافت گواهی عدم امکان سازش، و انجام تشریفاتی مانند پرداخت حقوق مالی زوجه است.

از آنجا که در برخی شرایط زندگی مشترک برای زن غیرقابل تحمل می‌شود و مخالفت شوهر با طلاق می‌تواند به زن و زندگی مشترک آسیب‌های جدی وارد کند، قانون‌گذار در اصلاحات بعدی این قانون، امکان درخواست طلاق از سوی زن را در موارد محدودی پذیرفته است.
به همین منظور، تبصره ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی بیان می‌کند: “زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (۱۱۱۹)، (۱۱۲۹) و (۱۱۳۰) این قانون، از دادگاه تقاضای طلاق نماید.” علاوه بر این موارد، ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی نیز یکی دیگر از موارد حق طلاق زن را پیش‌بینی کرده است.

 

موارد گرفتن طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن، در قانون مدنی در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹و ۱۱۳۰پیش بینی شده است. این موارد عبارتند از : وکالت در طلاق برای زوجه، عدم پرداخت نفقه از سوی زوج یا ناتوانی در پرداخت نفقه و عسر و حرج زوجه. هم چنین مطابق ماده ۱۰۲۹قانون مدنی، یکی دیگر از موارد طلاق به تقاضای زن، غیبت شوهر بوده که با حصول شرایطی، امکان طلاق به درخواست زوجه را فراهم می آورد. در این موارد اگر زن درخواست طلاق دهد و شوهر هم راضی نباشد، باز هم دادگاه حکم به طلاق خواهد داد.در ادامه به تفصیل به توضیح هر یک از مواردی که زن می توان دبا توسل به آن طلاق بگیرد پرداخته ایم.

  • ۱.وکالت در طلاق (حق طلاق)

طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی: “طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی را که مخالف با ماهیت عقد نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قرار دهند. برای مثال، می‌توان شرط کرد که اگر شوهر زن دیگری بگیرد، برای مدتی غایب باشد، نفقه ندهد، علیه زندگی زن سوء قصد کند، یا به گونه‌ای رفتار کند که زندگی مشترک غیرقابل تحمل شود، زن وکیل باشد و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه سازد.”مطابق این ماده، یکی از مواردی که زن می‌تواند تقاضای طلاق کند، زمانی است که شوهر به او وکالت دهد تا با تحقق شرایطی نظیر ازدواج دوم، زن بتواند خود را طلاق دهد.
مفاد این ماده در شروط دوازده‌گانه مندرج در اسناد ازدواج قابل مشاهده است، زیرا طبق این شروط، پذیرش درخواست طلاق از سوی زن، منوط به اثبات شرط در دادگاه می‌باشد. به عنوان مثال، تا زمانی که شرط اعتیاد شوهر در دادگاه اثبات نشود، دادگاه حکم به طلاق زن نخواهد داد.
در عمل، در کنار وکالت در طلاق مشروط که در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی پیش بینی شده است، می‌توان وکالت در طلاق زوجه را به طور مطلق نیز در دفاتر اسناد رسمی تنظیم کرد. به این صورت که در متن وکالت‌نامه، زوج به زوجه وکالت می‌دهد که هر زمان بخواهد با مراجعه به دادگاه و طی تشریفات قانونی، خود را مطلقه سازد. این نوع وکالت می‌تواند به صورت مطلق یا مشروط به حصول شرایط خاصی باشد، به عنوان مثال می‌تواند شرطی نظیر ازدواج دوم یا رفتارهای خاص از سوی شوهر را شامل شود.
این نوع وکالت‌ها نیز به طور عمومی در دفاتر اسناد رسمی و تحت نظارت قوانین مربوطه تنظیم می‌شوند و می‌توانند به عنوان یکی از موارد درخواست طلاق از طرف زن مورد استفاده قرار بگیرند.

  • ۲. طلاق یه دلیل عدم پرداخت نفقه

ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی ایران، دو حالت را برای موارد طلاق از سوی زن در نظر می‌گیرد: عدم پرداخت نفقه و عجز از پرداخت نفقه. طبق این ماده در صورتی که شوهر از دادن نفقه به زن استنکاف کند و دادگاه نیز قادر به اجراء حکم محکمه و الزام او به پرداخت نفقه نباشد، زن می‌تواند به حاکم مراجعه کرده و حاکم شوهر را به طلاق مجبور می‌کند.همچنین، در صورتی که شوهر ناتوان از پرداخت نفقه باشد (عجز از پرداخت نفقه)، نیز زن می‌تواند برای طلاق به حاکم مراجعه کرده و حاکم شوهر را به طلاق مجبور می‌کند.
بنابراین، این ماده نه تنها حالتی که شوهر از پرداخت نفقه به دلایلی خودداری می‌کند را مورد پوشش قرار می‌دهد، بلکه همچنین به شوهری که به دلیل ناتوانی از پرداخت نفقه قادر نیست، اجازه می‌دهد که زن از طریق دادگاه به طلاق برسد.با این وجود، در هر دو حالت، شرایط قانونی و ثبوت وضعیت به دادگاه بستگی دارد تا اینکه زن به طلاق دست یابد.

  • ۳. طلاق به دلیل عسر و حرج زن

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ایران، مفادی را که به عنوان عسر و حرج زوجه تعریف می‌کند، برای موارد طلاق از سوی زن مطرح می‌کند. عسر و حرج به معنای وضعیتی است که زندگی زوجه را به گونه‌ای مشکل و غیرقابل تحمل می‌سازد و او نمی‌تواند آن را تحمل کند.موارد عسر و حرج که در ماده ۱۱۳۰ذکر شده عبارتند از:

    •  ترک زندگی خانوادگی توسط زوج به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در طول یک سال بدون عذر موجه.
    •  اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر یا ابتلا به مشروبات الکلی.
    •  محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
    •  ضرب و شتم یا هرگونه سو استفاده مستمر زوج.
    •  ابتلا زوج به بیماری‌های صعب العلاج روانی یا ساری یا دیگر عارضه‌های صعب العلاج که زندگی مشترک را مختل نماید.

این موارد به طور خاص در قانون ذکر شده‌اند، اما لازم به ذکر است که قوانین مدنی می‌توانند به صورت کلی‌تر نیز شرایط دیگری را برای اثبات عسر و حرج در نظر بگیرند. اثبات عسر و حرج به روش‌های دیگر نیز ممکن است، و اگر این شرایط برقرار شود، می‌تواند به عنوان یکی از موارد طلاق از سوی زن مورد قبول قرار گیرد.بنابراین، این ماده تنها مصادیق خاصی را نمی‌شمارد بلکه به عنوان یک مرجع کلی برای اثبات وجود عسر و حرج در طلاق از سوی زن ارائه می‌شود.

  • ۳.طلاق به دلیل غیبت شوهر

ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی ایران، شرایطی را برای طلاق از سوی زن در صورت غیبت شوهر برای چهار سال متوالی بدون خبری از او، تعیین می‌کند.طبق این ماده اگر شوهر به مدت چهار سال تمام غایب و مفقود الاثر باشد و هیچ خبری از وی در دسترس نباشد، زن می‌تواند درخواست طلاق کند.
برای صدور حکم طلاق، نیاز است که تشریفاتی انجام شود که شامل درج آگهی در یکی از روزنامه‌های محلی و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار برای سه بار متوالی است، و باید یک سال از آخرین آگهی گذشته باشد.
با رعایت این تشریفات، حاکم می‌تواند زن را به طلاق برساند.

  • ۴.طلاق با توسل به شروط ۱۲ گانه طلاق

اگر زوجین در عقدنامه شروط ۱۲ گانه طلاق را تعیین و توافق کرده باشند، زن می‌تواند با استناد به این شروط از همسر خود جدا شود. این شروط می‌توانند شامل موارد متنوعی باشند، از جمله بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا جسمانی که زندگی مشترک را مختل می‌کند،اعتیاد مرد به مواد مخدر یا الکل،عدم پرداخت نفقه توسط مرد،محکومیت به حبس مرد،ترک منزل توسط مرد،سوء رفتار یا سوء معاشرت مستمر زوج،ازدواج مجدد مرد بدون اطلاع و رضایت زن (ازدواج دایم یا ازدواج موقت)،جنون مرد،عقیم بودن مرد می باشد.این شروط می‌توانند به صورت مشروط یا مطلق در عقدنامه تعیین شده و ممکن است بر اساس شرایط خاصی که زوجین توافق کرده‌اند، اعمال شوند. به عنوان مثال، اگر یکی از شرایط به وجود آمده باشد، زن می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق بدهد. دادگاه نیز با توجه به مستندات و شواهد ارائه شده تصمیم می‌گیرد و در صورت تأیید شرایط، می‌تواند حکم طلاق را صادر کند.

  • ۵. طلاق به دلیل کراهت شدید زن از شوهر

در قانون مدنی ایران، اگر زن از همسرش کراهت یا تنفر داشته باشد به حدی که نتواند زندگی مشترک را با او ادامه دهد، این امکان برای زن فراهم است که برای طلاق اقدام کند. این موضوع بر اساس ماده‌های مختلفی از قانون مدنی ایران ممکن است که در شرایط مختلف قابل اعمال باشد.ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران می‌گوید: “هریک از زوجین، به استناد به کراهت و یا تنفر از همسر خود، می‌تواند به حاکمیت طلاق درخواست نماید.”
بنابراین، اگر زن از همسرش کراهت یا تنفر دارد به حدی که نتواند با او زندگی مشترک داشته باشد، می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق دهد. دادگاه نیز با بررسی شواهد و مدارک ارائه شده توسط زن، احراز این موضوع را مورد بررسی قرار داده و در صورت تأیید، می‌تواند حکم طلاق را صادر کند.
به عبارت دیگر، کراهت و تنفر زن از همسرش به عنوان یکی از موارد محتمل برای طلاق در نظر گرفته می‌شود و زن می‌تواند بر اساس این موضوع از حقوق خود برای خاتمه زندگی مشترک استفاده کند.

  • ۶.طلاق با وجود شرایط فسخ نکاح

در قانون مدنی ایران، مفهوم “توسل به شرایط فسخ نکاح” به معنای استفاده از عیوب و اموری که قانون گذار به آنها اشاره کرده و می‌توانند دلیل بر فسخ نکاح باشند، مطرح است. این موارد به صورت مجموعه‌ای از عیوب و شرایطی است که در قوانین مربوط به حقوق خانواده و فسخ نکاح در نظر گرفته شده‌اند.عیوبی که می‌توانند موجب فسخ نکاح شوند، شامل اموری مانند:

    •  عدم اراده یا اشتباه در انعقاد عقد ازدواج.
    •  اشکال در شرایط موجود در عقدنامه ازدواج.
    •  ازدواج تحت فشار یا تهدید.
    •  نقض شرایط اساسی عقد ازدواج توسط هر یک از طرفین.
    •  عدم توانایی یکی از طرفین در اجرای حقوق و واجبات ازدواجی.

به عنوان مثال، اگر یکی از طرفین در عقد ازدواج نقضی را مشاهده کند که می‌تواند به تحمل زندگی مشترک با مشکلات جدی منجر شود، می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست فسخ نکاح را به اثبات برساند. در چنین حالتی، فسخ نکاح به معنای جدایی حقوقی ازدواجی است که نیازمند صیغه خاصی مانند طلاق نمی‌باشد، بلکه تصمیم دادگاه و اعتبار حقوقی است که به این مسئله تعلق می‌گیرد.
بنابراین، توسل به شرایط فسخ نکاح به طور خاص به طریقی که در قوانین مربوط به حقوق خانواده تعیین شده است، می‌تواند دلیلی برای فسخ نکاح باشد و نیازمند بررسی دقیق موقعیت و شرایط خاص هر پرونده در دادگاه می‌باشد.

  • ۷.طلاق توسل به شرایط بطلان ازدواج

بطلان نکاح به معنای اعلام عقد ازدواج به شکلی که از ابتدا غیرمعتبر و باطل بوده است، بر اساس دلایل خاصی می‌تواند رخ دهد. در قانون مدنی ایران اگر ازدواج بر اساس شرایطی صورت گرفته باشد که به طور قانونی یا شرعی حرام بوده و نامعتبر است، مثل اینکه ازدواج بین دو فرد که در خواب یا مستی یا احرام ازدواج کرده‌اند.




حق حبس چیست؟

حق حبس در دوران عقد چیست؟

♨️از حقوقی که در قانون مدنی برای زوجه مقرر شده حق حبس می‌باشد.

💥ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی این حق را چنین تعریف می‌کند: زن می‌تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

💥همچنین ماده ۱۰۸۶ قانون فوق در ادامه آورده است که اگر زن قبل از اخذ مهریه به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی‌تواند از حکم ماده قبل استفاده کند. مع ذالک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

💥معمولا وقتی که زن به تکالیف خود عمل نمی‌کند و در واقع نشوز می‌کند مرد دعوی تمکین را طرح می‌کند زمانی که زن از حق حبس خود استفاده می‌کند دادگاه در صورت احراز شرایط حق حبس دیگر دعوی تمکین را حکم نمی‌نماید اعم از اینکه دعوی طرح شده تمکین بصورت عام باشد یا بصورت خاص.

💥در نتیجه‌ی این حکم، زن به راحتی می‌تواند نفقه خود را مطالبه نماید و حتی طرح شکایت کیفری ترک انفاق بنماید. از طرفی به موجب آراء وحدت رویه مثل رای وحدت رویه ۷۱۸ مورخ ۱۳ /0۲/ 13۹۰ تقسیط مهریه موجب سقوط حق حبس زوجه نمی‌گردد.

💥به هر حال در زمان فعلی رویه قضایی این است که حق حبس مطلق در مهریه پذیرفته شده و تقسیط مهریه هم موجب سقوط آن نمی‌گردد.