چگونه برای گرفتن مهریه اقدام کنیم؟

 

چگونه برای دریافت مهریه اقدام کنیم؟

 

زوجه می‌تواند مهریه خود را از دو طریق قانونی زیر مطالبه کند:

۱. مراجعه به دادگاه خانواده
* زوجه باید جهت تنظیم دادخواست مطالبه مهریه، به دفاتر خدمات الکترونیکی قضایی نزدیک محل سکونت خود مراجعه کند.
* پس از طی مراحل قانونی، دادگاه پس از بررسی مدارک و احراز حق زوجه، حکم به پرداخت مهریه می‌دهد.
* در صورت عدم پرداخت مهریه از سوی زوج، زوجه می‌تواند از دادگاه تقاضای توقیف اموال زوج را مطرح کند.

۲. مراجعه به اجرای ثبت
اگر مهریه در سند رسمی ازدواج ثبت شده باشد، زوجه می‌تواند بدون نیاز به دادگاه، از طریق اداره اجرای ثبت اقدام کند:
* زوجه باید به دفترخانه ازدواجی که عقد نکاح در آن ثبت شده است مراجعه کرده و تقاضای صدور اجرائیه برای مهریه کند.
* با صدور اجرائیه، زوج مکلف به پرداخت مهریه می‌شود و در صورت عدم پرداخت، اموال وی توقیف خواهد شد.

پیشنهاد می‌گردد قبل از هرگونه اقدام مطالبه مهریه با وکیل متخصص مشورت نمایید.




فرق مهریه عندالاستطاعه با عندالمطالبه چیست؟

پیش از اینکه بدانید مهریه عندالاستطاعه چیست، لازم است ابتدا با مهریه عندالمطالبه آشنا شوید:

 

    مهریه عندالمطالبه به زبان ساده

مهریه عندالمطالبه به مهریه‌ای گفته می‌شود که زوجه بلافاصله پس از جاری شدن عقد نکاح حق دارد آن را درخواست و مطالبه کند، یعنی زوجه هر زمان که بخواهد، می‌تواند مهریه خود را از زوج مطالبه کند. در این نوع مهریه، زوج با امضای عقدنامه متعهد می‌شود که به محض جاری شدن عقد نکاح (عقد دائم یا موقت)، در صورت درخواست زوجه، مهریه را به وی پرداخت نماید.

    ویژگی‌های مهریه عندالمطالبه:
1. حق قانونی زوجه:
زوجه بدون نیاز به هیچ دلیل یا شرط خاصی، حق دارد مهریه را مطالبه کند.
حتی اگر زندگی مشترک شروع نشده باشد یا اختلافی بین زوجین وجود نداشته باشد، زوجه می‌تواند مهریه را درخواست کند.
2. تعهد بی‌ قید و شرط زوج:
زوج موظف است مهریه را به‌طور کامل پرداخت کند، مگر اینکه دادگاه تقسیط مهریه را بپذیرد یا زوجه بخشی از آن را ببخشد.
3. زمان و نحوه پرداخت:
مطالبه مهریه عندالمطالبه هیچ محدودیت زمانی ندارد و زوجه در هر مرحله از زندگی زناشویی یا حتی پس از طلاق (درصورتی که بر ذمه زوج باقی باشد) می‌تواند آن را درخواست کند.
4. ضمانت اجرایی:
اگر زوج از پرداخت مهریه خودداری کند، زوجه می‌تواند از طریق قانونی اموال وی را توقیف کرده یا در صورت امکان، حکم بازداشت او را بگیرد.

تفاوت مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه - دفتر وکالت دادگران

    چند مثال ساده:
مثال ۱:

اگر زوجه پس از عقد تصمیم بگیرد که مهریه‌اش را طلب کند، زوج موظف است آن را فوراً بپردازد، حتی اگر مراسم عروسی برگزار نشده باشد و هنوز به زیر یک سقف نرفته باشند.
مثال ۲:

اگر مهریه شامل ۵۰ سکه طلا باشد، زوجه می‌تواند همان روز پس از عقد برای گرفتن سکه‌ها اقدام کند.

 

    تفاوت مهریه عند المطالبه با مهریه عندالاستطاعه:
در مهریه عندالمطالبه، زوجه نیازی به اثبات توانایی مالی زوج ندارد و زوج باید مهریه را پرداخت کند.
اما در مهریه عندالاستطاعه، زوجه تنها در صورتی می‌تواند مهریه را دریافت کند که توانایی مالی زوج اثبات شود.




مصلحت کودک در حضانت چگونه است؟

مصلحت کودک یکی از اصول کلیدی در تعیین حضانت در قوانین ایران و بسیاری از نظام‌های حقوقی است. به معنای تصمیم‌گیری بر اساس آنچه که بیشترین سود، منفعت و رفاه را برای کودک فراهم می‌کند و او را از آسیب‌های جسمی، روانی، عاطفی یا اجتماعی دور نگه می‌دارد.

    عناصر مصلحت کودک:
1. تأمین نیازهای جسمی:
• کودک باید در محیطی زندگی کند که نیازهای اولیه او (مانند تغذیه، بهداشت، پوشاک و مسکن) به طور کامل فراهم شود.
2. تأمین نیازهای عاطفی:
• کودک به محیطی نیاز دارد که در آن محبت، حمایت عاطفی و ارتباط صمیمانه برقرار باشد. این محیط باید آرامش روانی او را تضمین کند.
3. آموزش و تربیت:
• مصلحت کودک ایجاب می‌کند که والد یا سرپرست، توانایی فراهم کردن آموزش مناسب، تربیت اخلاقی و فرهنگی و حمایت از رشد فکری کودک را داشته باشد.
4. امنیت و سلامت روانی:
• کودک باید در محیطی زندگی کند که او را از خطرات جسمی و روانی، مانند خشونت، اعتیاد، بی‌توجهی یا بدرفتاری، حفظ کند.
5. ارتباط با والدین و خانواده:
• حتی در صورت واگذاری حضانت به یکی از والدین، مصلحت کودک اقتضا می‌کند که او بتواند با والد دیگر و بستگان خود ارتباط سالم و منظم داشته باشد، مگر در مواردی که این ارتباط به او آسیب برساند.

شرایط سلب حضانت فرزند از پدر چگونه است؟ - وکیل فیض آبادی

 

    چگونگی تشخیص مصلحت کودک:
• دادگاه با بررسی دقیق شرایط زندگی هر یک از والدین و توانایی آن‌ها در تأمین نیازهای فوق، مصلحت کودک را تشخیص می‌دهد.
• دادگاه ممکن است از کارشناسان روان‌شناسی، مشاوران خانواده یا مددکاران اجتماعی برای بررسی شرایط و ارائه گزارش استفاده کند.

قانون جدید گرفتن حضانت فرزند توسط مادر ⚖️ شرایط و نحوه آن!✔️

 

    نمونه‌هایی از مصلحت کودک در عمل:
1. اگر یکی از والدین دارای اعتیاد، سوءپیشینه کیفری، یا رفتارهایی باشد که سلامت کودک را به خطر بیندازد، دادگاه ممکن است حضانت را از او سلب کند..
2. در صورتی که یکی از والدین توانایی مالی کافی برای تأمین نیازهای کودک را نداشته باشد، ممکن است حضانت به والد دیگر داده شود.

 

    نتیجه‌گیری:

مصلحت کودک معیاری است که دادگاه در تمامی موارد مرتبط با حضانت، سرپرستی و نگهداری کودک به آن توجه می‌کند. هدف این اصل، تضمین رشد سالم کودک از لحاظ جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی است و تصمیم‌گیری نهایی همواره بر اساس بهترین شرایط برای کودک صورت می‌گیرد.




اگر ازدواج مجدد کنم، آیا حضانت فرزندم را از دست می‌دهم؟

طبق قوانین ایران، اگر مادر حضانت کودک را بر عهده داشته باشد و سپس ازدواج کند، حضانت او تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

 

قانون کلی در صورت ازدواج مادر:

بر اساس ماده 1170 قانون مدنی :
• اگر مادر، حضانت فرزند را بر عهده داشته باشد و سپس ازدواج کند، حضانت از او سلب می‌شود و به پدر منتقل می‌گردد.
• این قانون به این دلیل وضع شده که ممکن است تصور شود ازدواج مادر باعث کاهش توانایی او در مراقبت از کودک شود.

• با وجود قانون فوق، مصلحت کودک همچنان اولویت اول برای نگهداری از کودک است.
• اگر پدر و مادر پس از طلاق به توافق برسند که حتی پس از ازدواج مجدد مادر، او حضانت را بر عهده داشته باشد، دادگاه معمولاً این توافق را محترم می‌شمارد، مگر اینکه منافع کودک خلاف این تصمیم باشد.

حضانت فرزند پسر در شرایط مختلف با چه کسی است؟ – موسسه حقوقی و دفتر وکالت  اصفهان

 




نشوز چیست؟ ناشزه یعنی چه؟

برای دانستن مفهوم نشوز و یا ناشزه (زنی که دچار نشوز شده است) لازم است ابتدا اطلاعاتی از تمکین داشته باشید:

 

    تمکین چیست؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




تمکین یعنی چه؟

تمکین درلغت به معنی اطاعت کردن است، ودر اصطلاح حقوق خانواده سازگاری داشتن زن با مرد است.
تمکین دو نوع است:
۱- تمکین عام
۲- تمکین خاص

 

    تمکین عام:
سازگار بودن زن با مرد در همۀ مواردِ زندگیِ مشترک و عمل زناشویی نیز یکی از این موارد است.
در تمکین عام، اطاعت زن از مرد در حدود قانون و عرف و انجام وظایفی است که به خاطر رابطه زوجیت عرفاً و قانوناً بر عهدۀ وی می‌باشد. البته همچنان که گفته شد اطاعت زن از مرد در چارچوب عرف و قانون باید باشد؛ و زن مجبور نیست توقعات نامشروع یا نامتعارف که از طرف شوهرش اعلام می‌شود را قبول کند.
مثلاً منع زن از انجام فرایض دینی و یا درخواست از او برای انتقال اموالش به مرد جزء توقعات نامشروع است.

    تمکین خاص:

اما تمکین خاص، به معنای وظیفه ی مشترک زن ومرد و یا روابط زناشویی می‌باشد.

در صورتی که زوجین از این تکالیف و وظایف خودداری کنند، در این صورت است که دچار سوء معاشرت و یا همان نشوز می‌شوند.

نشوز به معنی عدم ایفای تکالیف زناشویی است.

تمکین در اصطلاح حقوقی، نشوز، و زنی که از شوهر اطاعت نمی‌کند، ناشزه نامیده می‌شود.
هرگاه نافرمانی از هر دو طرف باشد آن را شقاق نامند.

    ضمانت اجرای تخلف از تمکین:
1 – عدم استحقاق نفقه به زن

2 – طرح دعوای الزام به تمکین

3 – دادن اجازه ی ازدواج دوم به مرد

4 – عدم استحقاق اجرت المثل به زن

در صورت اثبات عدم تمکین، مرد دیگر نباید هیچ نفقه‌ای به همسر خود پرداخت نماید. به صورت کلی عدم تمکین زن به دو بخش عدم تمکین خاص و عدم تمکین عام تقسیم می‌شود.

در صورت عدم تمکین زوجه، چند ضمانت اجرای مهم و اساسی وجود خواهد داشت که عبارتند از:

چنانچه زوجه مرتکب نشوز شده و ناشزه شناخته شود، زوج این امکان را خواهد داشت تا با اثبات کردن نشوز زوجه، درخواست ازدواج مجدد را در دادگاه صالح به رسیدگی مطرح کند.
در صورت عدم تمکین زوجه، مرد این اختیار را خواهد داشت تا نفقه زن را پرداخت نکند. در این حالت نیز باید عدم تمکین زن در دادگاه ثابت شود.
در صورت عدم تمکین زن از مرد، زوج می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. این در حالی است که با توجه به وجود حق طلاق برای مرد، زوج هر زمان که اراده کند می‌تواند حقوق مالی زن را پرداخت کرده و او را طلاق دهد.

 

    طلاق در صورت عدم تمکین زن و حقوق مالی زن ناشزه
عدم تمکین زن تبعات زیادی را برای او در پی خواهد داشت.

بنابراین، در صورت اثبات نشوز زن علاوه بر درخواست طلاق از جانب مرد، الزامی مبنی بر پرداخت نحله، اجرت المثل و نفقه نخواهد بود. به علاوه شرط تنصیف اموال مرد به زن نیز در این شرایط کاربرد نخواهد داشت. با این حساب زوج از این بابت معاف خواهد بود. با این وجود یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که برای مرد وجود دارد نحوه اثبات نشوز زن است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

    نحوه اثبات نشوز زن در دادگاه
یکی از پیش‌نیازهای طلاق در صورت عدم تمکین زن، اثبات عدم تمکین است. اثبات عدم تمکین زن به دادگاه، یکی از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از مشاوره حقوقی در این خصوص می‌تواند کمک فراوانی به شما کند. در حال حاضر اثبات عدم تمکین زن دشوار است. با این وجود چند روش برای ثابت شدن نشوز زوجه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- در صورتی که زوجه در محضر دادگاه به عدم تمکین خود اقرار کند؛ ناشزه بودن او اثبات خواهد شد.
۲- در شرایطی که عده‌ای از نشوز زن اطلاع داشته باشند و در دادگاه در این خصوص شهادت دهند؛ عدم تمکین زوجه ثابت خواهد شد.
۳- در حالتی که قاضی با توجه به ادله و مدارک موجود، به عدم تمکین زن پی ببرد؛ زن ناشزه شناخته خواهد شد. با این حساب قاضی، علم به عدم تمکین زوجه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر موارد فوق، در شرایطی که زوجه منزل زوج را بی دلیل ترک کند؛ زوج باید در وهله اول با استفاده از اظهارنامه، زن را دعوت به تمکین کند. در این شرایط در صورتی که عدم تمکین زن همچنان وجود داشته باشد؛ مرد باید اظهارنامه را به همراه سایر مدارک به مرجع صالح به رسیدگی تقدیم کند و در خصوص الزام به تمکین اقدامات لازم را انجام دهد.

    نحوه‌ی اجرای حکم الزام به تمکین:
برای اجرای حکم الزام به تمکین ، زوج پس از فطعیت دادنامه الزام زوجه به تمکین و صدور اجراییه و ارسال پرونده به اجرای احکام
به واسطه‌ی خواسته‌ی اجرای احکام، منزل مستقلی همراه با وسایل اولیه جهت زندگی مشترک  برای زوجه فراهم می‌کند (منزل و اثاثیه آن می‌بایست مورد تایید واحد اجرای احکام قرار گیرد) و از زوجه دعوت می‌شود تا به خانه‌ی زوج برود و این مراحل توسط یک مددکار یا ضابطین دادگستری ثبت می‌شود.

 

    موارد معاف:

با توجه به مواد قانونی و شرع، گاهی اوقات این اختیار به زن داده می‌شود که از همسر خود تمکین نکند. بنابراین، طلاق در صورت عدم تمکین زن در این موارد کاربردی نخواهد داشت. به عنوان مثال زوجه می‌تواند با استفاده از حق حبس، تا زمان پرداخت مهریه از همسر خود تمکین نکند. علاوه بر این وجود بیماری‌های مقاربتی مرد می‌تواند زوجه را از تمکین خاص معاف کند.

زوجه در مواردی از زندگی در محل زندگی زوج معاف است که این موارد عبارتند از:
1 . وقتی شوهر او مسکن معلومی ندارد.
2 . اگر اختیار مسکن مشترک با زن باشد (ماده۱۱۱۴قانون مدنی).
3 . اگر زن با رضایت شوهر خود مسکن جداگانه برگزیند.
4 . اگر دادگاه به زن اجازه داده باشد تا به دلیل آنکه بودن با شوهر برای او احتمال خطر بدنی یا مالی یا حیثیتی دارد، مسکن جداگانه برگزیند (ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی).

اگر عدم تمکین زوجه دلیل قانونی داشته باشد نفقه همچنان به وی تعلق می گیرد در صورتی که مرد نفقه پرداخت نکنید زن می تواند دادخواست نفقه از طریق دادگاه خانواده طرح کند.

 

    تعیین مسکن و محل زندگی زوجین

زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی گزیند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد (ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی).
بر اساس این ماده در حقوق ایران تعیین مسکن بر عهدۀ شوهر است و زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر، زن نمی‌تواند بدونِ دلیلِ قانونی از سکونت در خانه‌ای که مرد برای زندگی مشترک تعیین می‌کند استنکاف و خودداری نماید. چراکه در صورت استنکاف، ناشزه محسوب می‌شود و ممکن است از برخی از حقوق خود مثل دریافت نفقه محروم گردد.




تفاوت افترا با نشر اکاذیب چیست؟

    افترا، و نشر اکاذیب

لازم است بین جرم افترا و جرم نشر اکاذیب تفکیک قائل شد. جرم افترا به طور خاص، نسبت دادن جرم به فرد به صورت دروغ را شامل می‌شود، در حالی که نشر اکاذیب دامنه‌ی وسیع‌تری دارد و انتشار هرگونه خبر یا مطلب دروغ و خلاف واقع را در بر می‌گیرد.

 

    جرم افترا

افترا در اصطلاح حقوقی، به معنای نسبت دادن جرم یا کار خلافی به فردی به صورت دروغ می‌باشد. این جرم زمانی تحقق پیدا می‌کند که فردی با علم به کذب بودن ادعای خود، آن را به دیگری نسبت دهد و این امر موجب خدشه‌دار شدن حیثیت و اعتبار فرد مذکور گردد.

 

    ارکان جرم افترا

برای تحقق جرم افترا، وجود سه رکن ضروری است:

رکن مادی: انتساب جرم نسبت به دیگری، قابل تحقق است.

  • دروغ بودن ادعا: صحت ادعا و اثبات آن توسط فردی که مورد اتهام قرار گرفته است، مانع تحقق جرم افترا می‌شود.
  • ضرر به حیثیت و اعتبار فرد: افترا زمانی جرم محسوب می‌شود که موجب خدشه‌دار شدن آبرو و اعتبار فرد شود.

رکن معنوی:

  • علم به کذب بودن ادعا: فرد مرتکب باید بداند که ادعای وی نسبت به دیگری، دروغ و خلاف واقع است.
  • سوءنیت: عالما و عامدا یک جرم را به شخص دیگر منتسب نماید.

رکن قانونی: وجود قوانین و مقررات مشخص در نظام حقوقی که جرم افترا را جرم‌انگاری کرده و برای آن مجازات تعیین نموده باشد.

 

    مجازات جرم افترا

مجازات جرم افترا بر اساس ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، تعزیرات جزای نقدی درجه ۶ می‌باشد.

ماده 697– هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را‌ صریحاً نسبت دهد یا آن‌ها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید، جز در مواردی که‌ موجب حد است، به جزای نقدی درجه شش محکوم خواهد شد.

تبصره – در مواردی که نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد، هر چند بتواند صحت اسناد را ثابت نماید، مرتکب به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.

 

نتیجه‌گیری: جرم افترا، از جمله جرایمی است که می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای حیثیت و اعتبار افراد به همراه داشته باشد. آگاهی از ارکان و ماهیت این جرم، به افراد کمک می‌کند تا ضمن حفظ حقوق خود، از طرح اتهامات و ادعاهای بدون دلیل و مدرک علیه دیگران اجتناب ورزند.

 

    افترای عملی

افترای عملی در اصطلاح حقوقی، به اقداماتی گفته می‌شود که فردی به صورت عمدی و با هدف متهم کردن دیگری، انجام می‌دهد. این اقدامات با هدف ایجاد صحنه‌سازی و القای شواهد دروغین علیه فرد بی‌گناه صورت می‌گیرد و در نهایت منجر به خدشه‌دار شدن حیثیت و اعتبار او می‌گردد.

مصادیق افترای عملی

مصادیق افترای عملی عبارتند از:

  • – قرار دادن آلات و ادوات جرم در محل زندگی، کار یا وسایل متعلق به فرد دیگر: این اقدام با هدف القای تصور ارتکاب جرم توسط فرد مذکور صورت می‌گیرد.
  • – جعل اسناد و مدارک و نسبت دادن آن به فرد دیگر: جعل اسناد و مدارک با هدف متهم کردن فرد به ارتکاب جرم یا تخلف، مصداق بارز افترای عملی است.
  • – دستکاری صحنه‌ی جرم برای انحراف مسیر تحقیقات: تغییر و دستکاری صحنه‌ی جرم به نحوی که فرد بی‌گناه را مظنون جلوه دهد، از مصادیق افترای عملی محسوب می‌شود.

اثبات جرم افترای عملی

اثبات جرم افترای عملی نیازمند جمع‌آوری ادله‌ی کافی و مستندات می‌باشد. این ادله می‌تواند شامل شهادت شهود، فیلم‌های دوربین‌های مداربسته، گزارش‌های کارشناسی و سایر مستنداتی باشد که وقوع اقدامات عمدی فرد برای متهم کردن دیگری را اثبات نماید.

مجازات جرم افترای عملی

مجازات جرم افترای عملی با توجه به نوع جرمی که فرد با صحنه‌سازی قصد القای آن را داشته و همچنین میزان خسارت وارده به فرد بی‌گناه، تعیین می‌گردد. به طور کلی، مجازات این جرم می‌تواند شامل حبس، جزای نقدی و محرومیت‌های اجتماعی باشد.

ماده 699– هر کس عالماً عامداً به قصد متهم نمودن دیگری آلات و اَدَو‌ات جرم یا اشیایی را که یافت‌ شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او می‌ گردد بدو‌ن اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیایی که متعلق به او‌ست بگذارد یا مخفی کند یا به‌ نحوی متعلق به او قلمداد نماید و در اثر این عمل شخص مزبور تعقیب گردد، پس از صدو‌ر قرار منع تعقیب و یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از سه ماه تا یک سال و شش ماه و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم می‌شود.

تفاوت افترای عملی با افترای لفظی

افترای عملی با افترای لفظی که به معنای نسبت دادن جرم یا کار خلافی به فرد به صورت کلامی است، متفاوت می‌باشد. افترای عملی با اقدامات عملی و صحنه‌سازی همراه است، در حالی که افترای لفظی صرفاً از طریق بیان کلامی صورت می‌گیرد.

 

نتیجه‌گیری: افترای عملی، جرمی با ماهیت پیچیده است که اثبات آن نیازمند بررسی دقیق و جمع‌آوری ادله‌ی کافی می‌باشد. آگاهی از این جرم و پیامدهای حقوقی آن، می‌تواند به پیشگیری از اقدامات مجرمانه و حفظ حقوق افراد جامعه کمک نماید.

 

    نشر اکاذیب

نشر اکاذیب در اصطلاح حقوقی، به معنای انتشار و اشاعه‌ی اخبار دروغ و وقایع خلاف واقع به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی است. این جرم، فارغ از اینکه منجر به ضرر مادی یا معنوی به فرد یا جامعه شود، قابل پیگیری است.

ارکان جرم نشر اکاذیب

برای تحقق جرم نشر اکاذیب، وجود 2 رکن ضروری است:

رکن مادی:

  • انتشار یا اشاعه‌ی اکاذیب: این امر می‌تواند از طریق گفتار، نوشتار، تصاویر، فضای مجازی و هر وسیله‌ی دیگری صورت گیرد.
  • دروغ بودن مطالب منتشر شده: صحت مطالب و اثبات آن توسط فرد منتشرکننده، مانع تحقق جرم نشر اکاذیب می‌شود.

رکن معنوی:

سوءنیت فرد منتشرکننده باید با علم به کذب بودن مطالب و به قصد اضرار به غیر، تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی اقدام به نشر آنها نماید.

مصادیق جرم نشر اکاذیب

مصادیق جرم نشر اکاذیب عبارتند از:

  • – انتشار اخبار و شایعات کذب در خصوص وقوع حوادث و بلایای طبیعی
  • – نسبت دادن اعمال خلاف واقع به اشخاص حقیقی یا حقوقی
  • – انتشار مطالب دروغین و گمراه‌کننده در فضای مجازی
  • – فریب افکار عمومی از طریق انتشار اخبار جعلی

مجازات جرم نشر اکاذیب

ماده 698– هر کس به قصد اِضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به و‌سیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه او‌راق چاپی یا خطی با امضاء یا بدو‌ن امضاء اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت رأساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به‌ نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر و‌ارد شود یا نه علاو‌ه‌ بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از یک ماه تا یک سال و یا شلاق تا (74) ضَربه محکوم شود.

 

    تفاوت نشر اکاذیب با افترا

لازم است بین جرم نشر اکاذیب و جرم افترا تفکیک قائل شد. جرم افترا به طور خاص، “نسبت دادن جرم به فرد به صورت دروغ” را شامل می‌شود، در حالی که نشر اکاذیب دامنه‌ی وسیع‌تری دارد و انتشار هرگونه خبر یا مطلب دروغ و خلاف واقع را در بر می‌گیرد.

 

نتیجه‌گیری: جرم نشر اکاذیب، می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای امنیت روانی جامعه، اعتبار افراد و نهادهای اجتماعی داشته باشد. آگاهی از ماهیت و مصادیق این جرم، به ارتقای سواد رسانه‌ای و مسئولیت‌پذیری افراد در قبال انتشار اطلاعات در جامعه کمک می‌کند.

 

بیشتر بدانید:

اعاده حیثیت چیست؟

 

بیشتر بدانید:

نحوه شکایت از تهمت و افترا

بیشتر بدانید:

تهمت و افترا




اعاده حیثیت چیست؟

اعاده حیثیت در اصطلاح حقوقی، به معنای بازگرداندن آبرو، اعتبار و حقوق سلب شده از افراد می‌باشد. این حق برای کسانی در نظر گرفته شده است که حیثیت آنها به هر نحوی، توسط دیگران یا بر اثر اشتباهات قضایی، خدشه‌دار شده باشد. اعاده حیثیت به دو نوع عام و خاص تقسیم می‌شود:

  1. اعاده حیثیت عام: این نوع اعاده حیثیت زمانی قابل پیگیری است که حیثیت فرد، ناشی از عمل دیگران لطمه خورده باشد. اتهامات واهی: طرح اتهامات واهی علیه فردی که بعداً بی‌گناهیش ثابت شود، از مصادیق اعاده حیثیت عام محسوب می‌شود.
  2. اعاده حیثیت خاص: این نوع اعاده حیثیت زمانی مطرح می‌شود که لطمه وارد شده به حیثیت فرد، ناشی از عمل خود او باشد. به عبارت دیگر، مجرم با ارتکاب جرم و تحمل مجازات، دچار محرومیت‌های اجتماعی و آثار سوء سابقه کیفری می‌گردد. اعاده حیثیت خاص، به این مجرم امکان می‌دهد پس از سپری شدن مدت مشخصی از تحمل مجازات و با رعایت شرایط قانونی، برای رفع محرومیت‌های اجتماعی و حذف آثار سوء سابقه کیفری خود اقدام نماید.

 

بیشتر بدانید:

تهمت و افترا

 

بیشتر بدانید:

نحوه شکایت از تهمت و افترا




نحوه شکایت از تهمت و افترا

    نحوه شکایت از تهمت و افترا چگونه است؟

توهین و افترا جرایمی هستند که علاوه بر جنبه کیفری، عواقب حقوقی قابل توجهی نیز به دنبال دارند. فردی که مرتکب این جرایم می‌شود، ممکن است به پرداخت دیه، حبس یا هر دو محکوم شود.

برای شکایت افترا و تهمت و نحوه انجام آن ابتدا باید به دفاتر قضایی الکترونیک سطح شهر مراجعه و با ارائه مدارک لازم اقدام به تنظیم شکایت و لایحه نمایید؛ سپس این لایحه به دادگاه ارسال شده و پس از احراز جرم در دادگاه فرد مجرم به تحمل مجازات محکوم خواهد شد.

    مدارک لازم برای طرح شکایت افترا و تهمت:

برای طرح شکایت افترا و تهمت در دفاتر قضایی و دادگاه باید این موارد را همراه خود داشته باشید:

    • مدارک شناسایی شخص شکایت کننده همچون شناسنامه و کارت ملی
    • مدارک و مستندات دال بر توهین و تهمت و افترا
    • نحوه اثبات جرم در شکایت افترا و تهمت

بر اساس ماده ۱۶۰ قانون مجازات اسلامی ایران، جرم افترا و تهمت و توهین را می‌توان بر اساس مواردی همچون اقرار متهم، علم قاضی، قسامه و شهادت شاهد یا شاهدین و سوگند ثابت یا رد کرد. شهادت شهود باید موثق، دقیق و قابل اعتماد باشد. این فرد باید به طور واضح و روشن آنچه را که مشاهده کرده است، بیان کند و از ارائه نظرات شخصی خودداری نماید. همچنین، شهادت این شخص باید با سایر ادله موجود در پرونده تطابق داشته باشد. عواملی همچون رابطه شهود با طرفین دعوا، انگیزه این افراد برای شهادت دادن و سابقه او در ارائه شهادت، می تواند بر اعتبار صحبت های او شهود تأثیر بگذارد. بنابراین، قاضی در ارزیابی شهادت شهود و افزایش علم خود نسبت به موضوع افترا و توهین، به کلیه این عوامل توجه خواهد کرد.

    مرجع صالح برای شکایت افترا و تهمت:

با توجه به افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها در جامعه، جرایم سایبری همچون توهین و افترا در فضای مجازی نیز رو به افزایش است؛ در این موارد، تعیین محل وقوع جرم میتواند پیچیده‌تر باشد. دادگاه یا دادسرای محل وقوع جرم می تواند مرجع صالح برای رسیدگی به موضوع باشد و زمان و مکانی که جرم اتفاق افتاده و به شخص توهین شده یا پیام توهین آمیز دریافت کرده است به عنوان زمان و مکان وقوع جرم تلقی خواهد شد.

 

در مورد تهمت و افترا و اقسام آن بیشتر بدانید:

تهمت و افترا




نحوه ارایه دادخواست تجدید نظر

همانطور که در پست “تجدید نظر چیست؟” گفته شد، بر اساس قوانین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری، قضات دادگاه‌ها موظفند با رعایت تشریفات مقرر در قانون و با ملاحظه کلیه جوانب پرونده، رأی صحیح و عادلانه صادر نمایند. با این حال، به دلایلی، ممکن است رأی صادر شده از دادگاه با اشکالاتی مواجه باشد که نیازمند رسیدگی و بررسی مجدد است. به همین دلیل، در قانون، روش‌هایی برای اعتراض به آرای این چنینی پیش‌بینی شده است.

 

    نحوه تجدید نظرخواهی:

در حال حاضر ، نحوه تجدید نظر خواهی در امور حقوقی و کیفری به یک شکل است با این حال توصیه می گردد این فرآیند بسیار مهم و حساس توسط یک وکیل تجدید نظر انجام پذیرد.

فرآیند تجدید نظر خواهی به شرح زیر است:

  1. – مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی: شما باید به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کنید.
  2. – ارائه مدارک و مستندات لازم: شما باید مدارک لازم را ارائه دهید که به استناد آنها، درخواست تجدید نظر خواهی خود را ثبت کنید. این مدارک ممکن است شامل مستنداتی مانند نسخه‌های قراردادها، حکم دادگاه، مدارک شناسایی و غیره باشد.
  3. – ثبت درخواست: در دفتر خدمات الکترونیک قضایی، درخواست خود را ثبت کنید.
  4. – دریافت ابلاغیه از طریق سامانه ثنا: بعد از ثبت درخواست، شما می‌توانید از طریق سامانه ثنا ابلاغیه‌های دادگاه را دریافت کنید.
  5. – تعیین وقت رسیدگی: اگر تعیین وقت رسیدگی صورت گرفت، شما به تاریخ و زمان مربوطه اطلاع پیدا خواهید کرد.
  6. – حضور در مراجع تجدید نظر: پس از ابلاغ تاریخ و زمان رسیدگی، باید در مرجع تجدید نظر حضور یابید و از خود دفاع کنید.

 

بیشتر بدانید:

تجدید نظر خواهی و شرایط آن چیست؟