فرق طلاق رجعی و طلاق بائن

تفاوت طلاق رجعی و طلاق بائن چیست؟

امروزه با شیوع پدیده طلاق، هر کدام از ما به احتمال زیاد در میان اطرافیان و آشنایان خود با این پدیده مواجه شده‌ایم. حتما در برخی موارد نیز شنیده‌اید که مردی زنش را طلاق داده و بعدا به او رجوع کرده است. در یک تقسیم بندی کلی از این نظر که پس از وقوع طلاق امکان رجوع در آن وجود دارد یا خیر، طلاق به دو قسم تقسیم می‌شود، طلاق رجعی و طلاق بائن. در این مقاله قصد داریم شما را با این دو قسم از اقسام طلاق، خصوصا نوع نخست آن آشنا کنیم و پیرامون شرایط و آثار آن توضیحاتی ارائه دهیم. پس با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.

 

طلاق رجعی چیست؟

شما هم حتما نام طلاق رجعی را شنیده‌اید. اما طلاق رجعی چیست؟‌

طلاق رجعی، طلاقی است که در آن شوهر حق دارد که در زمان عده به زن رجوع کند. یعنی پس از وقوع طلاق، مرد به واسطه سخن یا رفتاری، فقط و فقط در زمان عده، تمایل خود را به ادامه زندگی با زن اعلام می‌دارد، بدون این که نیاز به خواندن مجدد صیغه ازدواج باشد.

ماده ۱۱۴۸ قانون مدنی بیان می‌دارد که: «در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است». فلسفه وجودی چنین حکمی این است که پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر گاهی پس از وقوع طلاق سبب تمایل ایشان به بازگشت به زندگی مشترک می‌شود. قانون‌گذار با این کار عملا راه را برای بازگشت به زندگی مشترک هموارتر کرده است.

اگر با خواندن این متن برای شما سوال ایجاد شده که عده چیست، باید بگوییم که طبق ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی، عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.

 

طلاق بائن چیست؟

وقتی طلاقی رخ می‌دهد دادگاه در حکم خود نوع آن را از جهت رجعی یا بائن بودن اعلام می‌کند. اما برای این که بدانیم تفاوت این دو در چیست و آثار و احکام هر کدام چگونه است، لازم است قدری با طلاق بائن نیز آشنا شویم.

طلاق بائن عبارت است از طلاقی که شوهر در زمان عده، حق رجوع و بازگشت به زن را ندارد. ماده ۱۱۴۴ قانون مدنی می‌گوید که در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست. قانونگذار در ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی موارد طلاق بائن را بیان می‌کند.

در موارد ذیل طلاق از نوع بائن است:

  1. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود
  2. طلاق یائسه
  3. طلاق خلع و مبارات، مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد
  4. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید، اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

البته با توجه به رویه قضایی و نظریات مشورتی، طلاق قضایی که زن به دلیل عسر و حرج تقاضای طلاق دارد و حاکم او را طلاق می‌دهد نیز بائن است. همچنین طلاق توافقی نیز چون در قالب طلاق خلع و یا مبارات صورت می‌گیرد، بائن بوده و رجوع در آن معنا ندارد. البته هر کدام از این موارد توضیحات جداگانه‌ای دارند که باید در مقاله‌ای مجزا به آن پرداخت.

نکته مهمی که در تشخیص طلاق رجعی از بائن وجود دارد این است که طلاق بائن تنها منحصر به همین موارد است و غیر از این موارد، هر طلاقی که رخ دهد رجعی است. البته در عمل برای افراد عادی مشکلی در این زمینه پیش نخواهد آمد، زیرا دادگاه در حکم خود نوع طلاق را مشخص خواهد کرد و شما دچار سردرگمی نخواهید شد.

 

فرق طلاق رجعی و بائن

  • اولین و مهم‌ترین تفاوتی که این دو طلاق با هم دارند و سبب جدا شدن این دو از هم می‌شود، این است که در طلاق رجعی مرد حق رجوع به زن را در زمان عده دارد، اما در طلاق بائن امکان رجوع از طلاق و بازگشت به زن برای مرد وجود نخواهد داشت. در طلاق بائن اگر زن و مرد بخواهند با یکدیگر زندگی کنند، باید مجددا با اجرای شرایط خاص به خود عقد جدیدی را برقرار کنند.
  • تفاوت دوم این دو طلاق در این است که در طلاق رجعی، زن باید حتما عده خود را نگه دارد. یعنی در مدت این عده، به هیچ عنوان نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند و باید تا پایان مدت عده صبر کند. اما در طلاق بائن اگر طلاق عده نداشته باشد، زن می‌تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند. اگر طلاق بائن نیز عده داشته باشد،‌ زن باید عده را نگه دارد اما در مدت این عده، مرد حق رجوع به او را ندارد. از اقسام طلاق بائن که پیش‌تر به آنها اشاره کردیم، طلاق زن یائسه و طلاق قبل از آمیزش جنسی عده ندارند. پس به عنوان مثال زنی که یائسه است در صورتی که طلاق بگیرد، عده نداشته و بلافاصله می‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند. به عنوان مثالی دیگر اگر زن و شوهری پس از سومین ازدواج متوالی با یکدیگر از هم جدا شوند، ‌طلاق بائن است ولی عده دارد و زن تا پایان آن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند و برای مرد نیز حق رجوع در مدت عده وجود ندارد.
  • تفاوت سوم این است که در طلاق بائن پس از اجرای صیغه طلاق و فوت هر یک از طرفین، دیگر ارثی به دیگری نمی‌رسد. درحالی‌که در طلاق رجعی، حتی در مدت عده رابطه ارث بردن میان زن و شوهر برقرار است.
  • تفاوت چهارم این است حق نفقه زن در مدت عده در طلاق رجعی باقی است، مگر این که زن ناشزه گردد. این در حالی است که در طلاق بائن زن حق نفقه ندارد.
  • تفاوت پنجم این‌ است که در عده طلاق رجعی، زن کماکان زوجه مرد محسوب می‌شود. بنابراین مرد باید به وظایف خود در برابر زن عمل کند و به عنوان مثال، حق ندارد زن را از منزل مسکونی خود بیرون کند.

 




طلاق از طرف زن

در مواقعی که شرایط زندگی مشترک به قدری سخت و غیرقابل تحمل می‌شود که هیچ راه حلی جز طلاق و جدایی برای بهبود وضعیت وجود ندارد، زوجین مجبور به درخواست طلاق می‌شوند. تقاضای طلاق از طرف زن و شوهر طبق مقررات قانون مدنی تفاوت‌های چشمگیری دارد.

مردان هر زمان که بخواهند می‌توانند با شرایطی که قانون در نظر گرفته ، همسر خود را طلاق دهند. اما زنان تنها در شرایطی که قانون مشخص کرده است، می‌توانند درخواست طلاق دهند.

ار دلایل محکمه پسند برای طلاق از طرف زن می توان به عسر و حرج، عدم رابطه جنسی بلند مدت و اعتیاد آسیب زننده آقا اشاره کرد.طلاق، به عنوان آخرین راه‌حل برای حل مشکلات زندگی مشترک، باید با دقت و تعمق در نظر گرفته شود.

توصیه می‌شود قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، با مشاور خانواده مشورت کرده و تمام جوانب و ابعاد مختلف این تصمیم را بررسی کنید. 

 

شرایط طلاق از طرف زن (زوجه)

بر اساس قانون مدنی سابق، مرد می‌توانست هر زمان که بخواهد و بدون هیچ دلیلی، زن خود را طلاق دهد. اما در حال حاضر، طبق ماده ۱۱۳۳ اصلاحی قانون مدنی، “مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون و با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق همسرش را بنماید.” بنابراین، درخواست طلاق از سوی مرد نیازمند طی مراحلی مانند ارجاع به داوری، دریافت گواهی عدم امکان سازش، و انجام تشریفاتی مانند پرداخت حقوق مالی زوجه است.

از آنجا که در برخی شرایط زندگی مشترک برای زن غیرقابل تحمل می‌شود و مخالفت شوهر با طلاق می‌تواند به زن و زندگی مشترک آسیب‌های جدی وارد کند، قانون‌گذار در اصلاحات بعدی این قانون، امکان درخواست طلاق از سوی زن را در موارد محدودی پذیرفته است.
به همین منظور، تبصره ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی بیان می‌کند: “زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (۱۱۱۹)، (۱۱۲۹) و (۱۱۳۰) این قانون، از دادگاه تقاضای طلاق نماید.” علاوه بر این موارد، ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی نیز یکی دیگر از موارد حق طلاق زن را پیش‌بینی کرده است.

 

موارد گرفتن طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن، در قانون مدنی در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹و ۱۱۳۰پیش بینی شده است. این موارد عبارتند از : وکالت در طلاق برای زوجه، عدم پرداخت نفقه از سوی زوج یا ناتوانی در پرداخت نفقه و عسر و حرج زوجه. هم چنین مطابق ماده ۱۰۲۹قانون مدنی، یکی دیگر از موارد طلاق به تقاضای زن، غیبت شوهر بوده که با حصول شرایطی، امکان طلاق به درخواست زوجه را فراهم می آورد. در این موارد اگر زن درخواست طلاق دهد و شوهر هم راضی نباشد، باز هم دادگاه حکم به طلاق خواهد داد.در ادامه به تفصیل به توضیح هر یک از مواردی که زن می توان دبا توسل به آن طلاق بگیرد پرداخته ایم.

  • ۱.وکالت در طلاق (حق طلاق)

طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی: “طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی را که مخالف با ماهیت عقد نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قرار دهند. برای مثال، می‌توان شرط کرد که اگر شوهر زن دیگری بگیرد، برای مدتی غایب باشد، نفقه ندهد، علیه زندگی زن سوء قصد کند، یا به گونه‌ای رفتار کند که زندگی مشترک غیرقابل تحمل شود، زن وکیل باشد و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه سازد.”مطابق این ماده، یکی از مواردی که زن می‌تواند تقاضای طلاق کند، زمانی است که شوهر به او وکالت دهد تا با تحقق شرایطی نظیر ازدواج دوم، زن بتواند خود را طلاق دهد.
مفاد این ماده در شروط دوازده‌گانه مندرج در اسناد ازدواج قابل مشاهده است، زیرا طبق این شروط، پذیرش درخواست طلاق از سوی زن، منوط به اثبات شرط در دادگاه می‌باشد. به عنوان مثال، تا زمانی که شرط اعتیاد شوهر در دادگاه اثبات نشود، دادگاه حکم به طلاق زن نخواهد داد.
در عمل، در کنار وکالت در طلاق مشروط که در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی پیش بینی شده است، می‌توان وکالت در طلاق زوجه را به طور مطلق نیز در دفاتر اسناد رسمی تنظیم کرد. به این صورت که در متن وکالت‌نامه، زوج به زوجه وکالت می‌دهد که هر زمان بخواهد با مراجعه به دادگاه و طی تشریفات قانونی، خود را مطلقه سازد. این نوع وکالت می‌تواند به صورت مطلق یا مشروط به حصول شرایط خاصی باشد، به عنوان مثال می‌تواند شرطی نظیر ازدواج دوم یا رفتارهای خاص از سوی شوهر را شامل شود.
این نوع وکالت‌ها نیز به طور عمومی در دفاتر اسناد رسمی و تحت نظارت قوانین مربوطه تنظیم می‌شوند و می‌توانند به عنوان یکی از موارد درخواست طلاق از طرف زن مورد استفاده قرار بگیرند.

  • ۲. طلاق یه دلیل عدم پرداخت نفقه

ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی ایران، دو حالت را برای موارد طلاق از سوی زن در نظر می‌گیرد: عدم پرداخت نفقه و عجز از پرداخت نفقه. طبق این ماده در صورتی که شوهر از دادن نفقه به زن استنکاف کند و دادگاه نیز قادر به اجراء حکم محکمه و الزام او به پرداخت نفقه نباشد، زن می‌تواند به حاکم مراجعه کرده و حاکم شوهر را به طلاق مجبور می‌کند.همچنین، در صورتی که شوهر ناتوان از پرداخت نفقه باشد (عجز از پرداخت نفقه)، نیز زن می‌تواند برای طلاق به حاکم مراجعه کرده و حاکم شوهر را به طلاق مجبور می‌کند.
بنابراین، این ماده نه تنها حالتی که شوهر از پرداخت نفقه به دلایلی خودداری می‌کند را مورد پوشش قرار می‌دهد، بلکه همچنین به شوهری که به دلیل ناتوانی از پرداخت نفقه قادر نیست، اجازه می‌دهد که زن از طریق دادگاه به طلاق برسد.با این وجود، در هر دو حالت، شرایط قانونی و ثبوت وضعیت به دادگاه بستگی دارد تا اینکه زن به طلاق دست یابد.

  • ۳. طلاق به دلیل عسر و حرج زن

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ایران، مفادی را که به عنوان عسر و حرج زوجه تعریف می‌کند، برای موارد طلاق از سوی زن مطرح می‌کند. عسر و حرج به معنای وضعیتی است که زندگی زوجه را به گونه‌ای مشکل و غیرقابل تحمل می‌سازد و او نمی‌تواند آن را تحمل کند.موارد عسر و حرج که در ماده ۱۱۳۰ذکر شده عبارتند از:

    •  ترک زندگی خانوادگی توسط زوج به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در طول یک سال بدون عذر موجه.
    •  اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر یا ابتلا به مشروبات الکلی.
    •  محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
    •  ضرب و شتم یا هرگونه سو استفاده مستمر زوج.
    •  ابتلا زوج به بیماری‌های صعب العلاج روانی یا ساری یا دیگر عارضه‌های صعب العلاج که زندگی مشترک را مختل نماید.

این موارد به طور خاص در قانون ذکر شده‌اند، اما لازم به ذکر است که قوانین مدنی می‌توانند به صورت کلی‌تر نیز شرایط دیگری را برای اثبات عسر و حرج در نظر بگیرند. اثبات عسر و حرج به روش‌های دیگر نیز ممکن است، و اگر این شرایط برقرار شود، می‌تواند به عنوان یکی از موارد طلاق از سوی زن مورد قبول قرار گیرد.بنابراین، این ماده تنها مصادیق خاصی را نمی‌شمارد بلکه به عنوان یک مرجع کلی برای اثبات وجود عسر و حرج در طلاق از سوی زن ارائه می‌شود.

  • ۳.طلاق به دلیل غیبت شوهر

ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی ایران، شرایطی را برای طلاق از سوی زن در صورت غیبت شوهر برای چهار سال متوالی بدون خبری از او، تعیین می‌کند.طبق این ماده اگر شوهر به مدت چهار سال تمام غایب و مفقود الاثر باشد و هیچ خبری از وی در دسترس نباشد، زن می‌تواند درخواست طلاق کند.
برای صدور حکم طلاق، نیاز است که تشریفاتی انجام شود که شامل درج آگهی در یکی از روزنامه‌های محلی و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار برای سه بار متوالی است، و باید یک سال از آخرین آگهی گذشته باشد.
با رعایت این تشریفات، حاکم می‌تواند زن را به طلاق برساند.

  • ۴.طلاق با توسل به شروط ۱۲ گانه طلاق

اگر زوجین در عقدنامه شروط ۱۲ گانه طلاق را تعیین و توافق کرده باشند، زن می‌تواند با استناد به این شروط از همسر خود جدا شود. این شروط می‌توانند شامل موارد متنوعی باشند، از جمله بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا جسمانی که زندگی مشترک را مختل می‌کند،اعتیاد مرد به مواد مخدر یا الکل،عدم پرداخت نفقه توسط مرد،محکومیت به حبس مرد،ترک منزل توسط مرد،سوء رفتار یا سوء معاشرت مستمر زوج،ازدواج مجدد مرد بدون اطلاع و رضایت زن (ازدواج دایم یا ازدواج موقت)،جنون مرد،عقیم بودن مرد می باشد.این شروط می‌توانند به صورت مشروط یا مطلق در عقدنامه تعیین شده و ممکن است بر اساس شرایط خاصی که زوجین توافق کرده‌اند، اعمال شوند. به عنوان مثال، اگر یکی از شرایط به وجود آمده باشد، زن می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق بدهد. دادگاه نیز با توجه به مستندات و شواهد ارائه شده تصمیم می‌گیرد و در صورت تأیید شرایط، می‌تواند حکم طلاق را صادر کند.

  • ۵. طلاق به دلیل کراهت شدید زن از شوهر

در قانون مدنی ایران، اگر زن از همسرش کراهت یا تنفر داشته باشد به حدی که نتواند زندگی مشترک را با او ادامه دهد، این امکان برای زن فراهم است که برای طلاق اقدام کند. این موضوع بر اساس ماده‌های مختلفی از قانون مدنی ایران ممکن است که در شرایط مختلف قابل اعمال باشد.ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران می‌گوید: “هریک از زوجین، به استناد به کراهت و یا تنفر از همسر خود، می‌تواند به حاکمیت طلاق درخواست نماید.”
بنابراین، اگر زن از همسرش کراهت یا تنفر دارد به حدی که نتواند با او زندگی مشترک داشته باشد، می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق دهد. دادگاه نیز با بررسی شواهد و مدارک ارائه شده توسط زن، احراز این موضوع را مورد بررسی قرار داده و در صورت تأیید، می‌تواند حکم طلاق را صادر کند.
به عبارت دیگر، کراهت و تنفر زن از همسرش به عنوان یکی از موارد محتمل برای طلاق در نظر گرفته می‌شود و زن می‌تواند بر اساس این موضوع از حقوق خود برای خاتمه زندگی مشترک استفاده کند.

  • ۶.طلاق با وجود شرایط فسخ نکاح

در قانون مدنی ایران، مفهوم “توسل به شرایط فسخ نکاح” به معنای استفاده از عیوب و اموری که قانون گذار به آنها اشاره کرده و می‌توانند دلیل بر فسخ نکاح باشند، مطرح است. این موارد به صورت مجموعه‌ای از عیوب و شرایطی است که در قوانین مربوط به حقوق خانواده و فسخ نکاح در نظر گرفته شده‌اند.عیوبی که می‌توانند موجب فسخ نکاح شوند، شامل اموری مانند:

    •  عدم اراده یا اشتباه در انعقاد عقد ازدواج.
    •  اشکال در شرایط موجود در عقدنامه ازدواج.
    •  ازدواج تحت فشار یا تهدید.
    •  نقض شرایط اساسی عقد ازدواج توسط هر یک از طرفین.
    •  عدم توانایی یکی از طرفین در اجرای حقوق و واجبات ازدواجی.

به عنوان مثال، اگر یکی از طرفین در عقد ازدواج نقضی را مشاهده کند که می‌تواند به تحمل زندگی مشترک با مشکلات جدی منجر شود، می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست فسخ نکاح را به اثبات برساند. در چنین حالتی، فسخ نکاح به معنای جدایی حقوقی ازدواجی است که نیازمند صیغه خاصی مانند طلاق نمی‌باشد، بلکه تصمیم دادگاه و اعتبار حقوقی است که به این مسئله تعلق می‌گیرد.
بنابراین، توسل به شرایط فسخ نکاح به طور خاص به طریقی که در قوانین مربوط به حقوق خانواده تعیین شده است، می‌تواند دلیلی برای فسخ نکاح باشد و نیازمند بررسی دقیق موقعیت و شرایط خاص هر پرونده در دادگاه می‌باشد.

  • ۷.طلاق توسل به شرایط بطلان ازدواج

بطلان نکاح به معنای اعلام عقد ازدواج به شکلی که از ابتدا غیرمعتبر و باطل بوده است، بر اساس دلایل خاصی می‌تواند رخ دهد. در قانون مدنی ایران اگر ازدواج بر اساس شرایطی صورت گرفته باشد که به طور قانونی یا شرعی حرام بوده و نامعتبر است، مثل اینکه ازدواج بین دو فرد که در خواب یا مستی یا احرام ازدواج کرده‌اند.